زندگی نامه و معرفی اشتاین بک، جان

اشتاین بک، جان Steinbeck, John داستان­نویسی امریکایی است. (۱۹۰۲-۱۹۶۸) اشتاین­بک در کالیفرنا در خانواده­ای از تبار ایرلندی زاده شد. تحصیلات خود را ابتدا در زادگاهش انجام داد، سپس آن را در دانشگاه استنفرد Stanford در رشته زیست­شناسی ادامه داد و بی­آنکه به دریافت مدرکی نایل آید، دانشگاه را ترک کرد و برای امرار معاش به کارهای کوچک اشتغال یافت. مدتی نیز خبرنگاری مطبوعات را برعهده گرفت که در آن توفیقی به دست نیاورد. در طی این سالها بود که به نوشتن پرداخت و اولین رمان خود را به نام جام زرین Cup of Gold در ۱۹۲۹ و سپس مجموعه­ای از داستانهای کوتاه را با عنوان چمنزارهای بهشت The Pstures of Heaven در ۱۹۳۲ منتشر کرد. در ۱۹۳۵ انتشار رمان تورتیلا فلت Tortilla flat او را به شهرت و پول رساند. این رمان شرح زندگی افراد رنگارنگ و جالب توجهی است از سرخپوستها، اسپانیاییها و سفیدپوستها،که با روحی شاد و بی­هیچ­گونه قید اخلاقی در کلبه­های چوبی جنوب کالیفرنیا در میان فقر و بدبختی زندگی میکنند. واقع­بینی که در این داستان به کار رفته موافق طبع مردمی افتاد که از داستانهای رمانتیک خسته شده بودند. اشتاین­بک پس از آن یک سلسله رمان اجتماعی با تمایل به ناتورالیسم انتشار داد. که از ان جمله میتوان به رمان نبردی مشکوک In Dubious Battle (1936) که سرگذشت اعتصاب کارگران کشاورز مزارع کالیفرنیا بود اشاره کرد. اشتاین­بک در این سال به اروپا سفر کرد و از کشورهای اسکاندیناوی و روسیه دیدن کرد و قدرت ادبی خود را تکامل بخشید. ثمره این سفر یادداشتهایی بود به نام یادداشتهای روسیه A Russian Journal که احساس نویسنده را درباره شهر مسکو و به طور کلی کشور شوروی نشان می­دهد. اشتاین­بک در بازگشت به امریکا با قدرت بیشتر به نویسندگی پرداخت. کتاب موشها و آدمها Of Mice and Men را در ۱۹۳۷ انتشار داد که شهرتی واقعی و عمیق برای نویسنده به همراه آورد. کتاب داستان عجیبی است از دو کشاورز که یکی با وجود داشتن نیروی جسمانی فراوان دارای مغز ضعیفی است و همین امر او را پیوسته تحت حمایت دیگری قرار می­دهد. در این داستان اشتاین­بک همدردی خود را با مردم محروم، با شیوه­ای درخشان بیان می­کند.

داستان موشها و آدمها در اروپا و امریکا به صورت نمایشنامه بر صحنه آورده شد و پیروزیهای فراوانی به دست آورد و اشتاین­بک را برجسته­ترین رمان­نویس عصر معرفی کرد. پس از آن مجموعه داستان کوتاه دره طویل The Long Valley در ۱۹۳۸ انتشار یافت و در ۱۹۳۹ مهمترین رمان اشتاین بک به نام خوشه­های خشم The Grapes of Wrath منتشر شد که توصیفی هیجان­انگیز و مؤثر از خانواده­ای آواره و تیره­روز است. نویسنده در این اثر، امور عینی و ذهنی را درهم آمیخته و شاهکاری پدید آورده است که او را در صف اول رمان­نویسان معاصر امریکا قرار داده و جایزه پولیتزر Pulitzer را نصیبش کرده است. از آن پس آثار اشتاین­بک در سراشیب افتاد و چنانکه مردم انتظار داشتند امیدشان را برنیاورد. رمان ماه پنهان است The Moon is Down در ۱۹۴۲ و رمانهای دیگری که در این دوره انتشار یافت، هیچ یک پیروزی چشم گیری به دست نیاورد. جان اشتاین­بک در ۱۹۴۳ درجنگ دوم جهانی با سمت خبرنگار جنگی از طرف روزنامه هرالد تریبون به انگلستان و از آنجا به جبهه جنگ در منطقه مدیترانه فرستاده شد. پس از بازگشت به امریکا داستان راسته کنسروسازی Cannery Row را در ۱۹۴۵ منتشر کرد که نموداری از آثار خیال­انگیز و رمانتیک دوره اول نویسندگیش بود.

پس از آن در ۱۹۴۷ رمان اتوبوس سرگردان The Wayward Bus را روانه بازارکرد. داستان مروارید The Pearl اثر دیگری بود که در ۱۹۴۷ منتشر شد و اثر فاخری به شمار آمد. داستان آمیخته­ای است از حقیقت و افسانه و سرگذشت صیادی است که به صید مروارید درشتی که همه مردم از آن گفتگو می­کنند، دست می­یابد و دوباره آن را از دست می­دهد. داستان در نظر خواننده از جاذبه فراوان برخوردار است. وصف شهر، مردم و تنوع حوادث که با آهنگها و نغمه­های مختلف از قبیل نغمه خوشبختی، نغمه مروارید، نغمه خانواده و نغمه دشمنی و در پایان نغمه بدبختی همراه است؛ سراسر دلنشین و تأثرآور و حاکی از لطافت ذوق است. اشتاین­بک یکی دیگر از سفرنامه­های خود را با عنوان یکبار جنگی رخ داد Once there was a War در ۱۹۵۸ منتشر کرد.

اشتاین­بک در ۱۹۶۲ به دریافت جایزه ادبی نوبل نایل آمد. وی نویسنده­ای است کناره­گیر و بی­اعتنا به شهرت که در سالهای آخر زندگی اثر جالب توجهی منتشر نکرد. آثار نخستین وی از ادراکی کامل درباره زندگی و نظری بلند و وسیع درباره مسائل انسانی برخوردار است که با روشی تغزلی، حماسی یا طنزآمیز و لحنی واقع­بینانه بیان شده و در ادبیات معاصر آمریکا مقامی عالی به دست آورده است.

انتهای پیام/

 

ضرورت بازبینی طرح تابستانه کتاب / طرح تخفیف کتاب اعتیاد آور است

حمیدرضا شعبانی مدیر انتشارات «دف»  طرح تخفیف تابستانه کتاب را سالم و موثر خواند و گفت: بزرگترین امتیاز این طرح نسبت به تسهیلات گذشته، تخصیص بودجه به صورت مستقیم به مصرف کننده است که به دلیل از بین رفتن واسطه ها این طرح از مسیر خودش منحرف نمی شود تا آلوده به حواشی شود.

مدیر انتشارات و کتابفروشی دف افزود: این طرح همواره احتیاج به اصلاحات و بازبینی دارد و نواقص آن را می توان در دو بخش «سازمانی و اجرایی» و « روانی» برشمرد.

وی با تشریح مشکلات سازمانی واجرایی گفت: درحوزه های نرم افزاری و سخت افزاری، این طرح با مشکلات عمده ای روبرو است که برای مثال می توان به نبود تبلیغات گسترده و یکپارچه اشاره کرد و باید با اطلاع رسانی صحیح تمامی اقشار جامعه از این رویداد با خبر باشند.

شعبانی با اشاره به مشکلات روانی این طرح افزود: پشتوانه های سرمایه ای این طرح کافی نیست و کتابفروشی ها پس از پایان این طرح باید برای مطالبات مالی این طرح رایزنی و گفت و گو ها را تازه شروع کنند درحالی که توقع است پس از گذشت یک هفته هزینه ها وارد حساب کتابفروشی ها شود و همین تعلل در پرداخت باعث بی رغبتی کتابفروشی ‌‌ها به این طرح است و از نظر ذهنی و روانی آنها تمایلی به حضور در این رویداد ندارند.

مسوول کتابفروشی دَف اظهار کرد: این طرح باعث وابستگی و به نحوی اعتیاد مردم به تخفیف و حمایت های مالی برای خرید کتاب است و در طول سال آمار فروش کتابفروشی ها بنا به تجربه همکاران کاهش می یابد و مردم همیشه منتظر دریافت تخفیف و تسهیلات برای خرید کتاب هستند و همین نگاه، موجب تحقیر کتاب می شود.
شعبانی افزود: این طرح یک سو تفاهم برای مدیران دولتی بوجود می آورد که احساس می کنند با این طرح می توانند فقر کتابخوانی در

جامعه را حل کنند و جای خالی کتاب در سبد فرهنگی خانواده ها را پرکنند درحالی که این حرکت‌های مقطعی و کوتاه مدت نمی‌تواند درمان مشکلات حوزه کتاب باشد و برای انجام یک کار ریشه ای احتیاج به هماهنگی دستگاه های مختلف و نهادهای مرتبط با یکدیگر است و باید اقدامات اساسی انجام شود.

مدیر انتشارات دَف اظهار کرد: صنعت نشر بسیار دیربازده است و اهالی این حوزه به سختی می توانند از این صنعت بهره ببرند و در این حوزه شاهد هستیم که مولف برای تثبیت خود باید سالها مطالعه کند و تلاش مستمر داشته باشد تا بتواند کتاب خود را به چاپ های متعدد برساند و از طرف دیگر یک خریدار کتاب آنقدر با وسواس کتاب خود را انتخاب می کند که گاها برای خرید یک کتاب پانزده هزار تومانی روزها در خصوص مترجم های مختلف یک کتاب تحقیق می کند تا آن را بخرد.

وی گفت: سرمایه گذاری در کتاب محدود به خانواده نشر نیست بلکه متعلق به تمامی جامعه است که می تواند ضامن توسعه کشور در آینده شود و زمانی که یک شخص کتاب می خواند نه تنها شخص خواننده از دانش بهره می برد بلکه افرادی که با او ارتباط دارند نیز سود می برند.

وی با انتقاد از شیوه دریافت مالیات از فعالان حوزه نشر گفت: درحال حاضر طبق قانون تنها سود ناشی از فروش شامل مالیات نمی شود درحالی که کتابفروشی ها با هزینه های بسیاری همچون حقوق کارمندان خرید و اجاره مکان روبرو هستند که مشمول مالیات است.

طرح تابستانه کتاب به عنوان یکی از طرح های عرصه فرهنگی با سرمایه گذاری از سوی دولت تاکنون ۹ دوره خود را طی کرده که در هر گام پخته تر شدن طرح به اذعان کارشناسان مشهود است، اما برای بهترشدن گام هایی نیز در پیش دارد.

بنابر این گزارش نهمین طرح «تابستانه کتاب» با شعار «دانش گستری با حمایت از تالیف ایرانی» از سه شنبه ۳۰ مردادماه در کتابفروشی های عضو طرح در سراسر کشور آغاز شد که مقرر شد در تهران به مدت هفت روز و در سایر شهرها و شهرستان ها به مدت ۱۰ روز کتاب های تالیفی با یارانه ۲۵ درصد و کتاب های ترجمه با یارانه ۱۵درصد به خریداران عرضه شود.

منبع: ایرنا

 

انتهای پیام/

 

زندگی نامه و معرفی ویکتور ماری هوگو

ویکتور ماری هوگو، داستان نویس ، شاعر و نمایشنامه نویس برجسته فرانسوی در ۲۶ فوریه ۱۸۰۲ میلادی در “بزانسون ” به دنیا آمد و در ۲۲ می ۱۸۸۵ میلادی چشم از جهان فرو بست . او شخصیت برجسته ادبی در قرن ۱۹ میلادی و نماینده پیشتاز و مدافع مکتب رمانیتسم بود . هوگو در جوانی محافظه کار بود ، بعدها به شدت درگیر امور سیاسی جمهوری خواهانه شد . آثار او به بسیاری از افکار سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد . با این حالی در جوامع انگلیسی زبان دو رمان اصلی او بسیار مشهور و شناخته شده است . گوژپشت نوتردام (۱۸۳۳) و بینوایان (۱۸۶۲) .

هوگو همچنین در سرودن اشعار غنایی در قرن ۱۹ میلادی برجسته و سرشناس بود .

ویکتور تا ۱۰ سالگی با پدرش که ژنرال ارتش ناپلئون بود سفر می کرد و سپس در سال ۱۸۱۲ با مادرش که به شدت طرفدار نظام پادشاهی بود در پاریس اقامت گزید . او در مدتی کوتاه به عنوان شاعر و داستان نویس ، موفقیت هایی بدست آورد و در سال ۱۸۲۲ با معشوقه دوران کودکی اش ،
” آدل فوشر” ازدواج کرد. خانه این زوج محل ملاقات نویسندگان پیرو مکتب رمانتیک بود . از میان این نویسندگان می توان به ” آلفرد داویگنی ” و “چارلز آگوستین سنت بوو” منتقد اشاره کرد .

چاپ سومین مجموعه شعر هوگو ، قصاید و تصانیف عاشقانه (۱۸۲۶) ، دورانی پر تنش و پر از خلاقیت بوجود آورد . در طی ۱۷ سال آتی ، مقالات مختلف ، سه رمان پنج جلد کتاب شعر و نمایشنامه از هوگو منتشر گردید . با این حال شکست نمایشنامه منظوم او در سال ۱۸۴۳ میلادی و به دنبال آن مرگ دخترش ” لئوپولدین ” ، به بسیار مورد علاقه وی بود وقفه ای در خلاقیت شگفت آورش ایجاد کرد .

او در سال ۱۸۴۵ یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئیس فیلیپه ، قبول کرد و در سال ۱۸۴۸ نماینده مردم شد و بعد از لوئیس ناپلئون بناپارت ، رییس جمهور ” جمهوری دوم ” در فرانسه شد . او علیه اعدام و بی عدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانونگذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد .

وقتی ناپلئون در سال ۱۸۵۱ قدرت را به طور کامل در دست گرفت قانون اساسی ضد پارلمانی را جایگزین کرد . هوگو او را علنا خائن فرانسه نامید . عقاید جمهوری خواهانه هوگو باعث تبعدش شد . او ابتدا به بروکسل و سپس به جزیره جرزی و نهایتا به جزیره گریزین که از جزایر دریایی مانش است ، تبعید شد . در آنجا بود که به نوشتن درباره نکوهش اعمال ظالمانه حکومت فرانسه ادامه داد و مقالات مشهور او بر ضد ناپلئون سوم در فرانسه ممنوع شد . با این وجود این مقالات تاثیر زیادی از خود به جای گذاشتند .
هوگو در تبعید در زمینه نویسندگی به تکامل و پختگی رسید و اولین اشعار حماسه مصنوع خود را با نام ” افسانه قرن ها ” کتاب بینوایان و …نوشت . با وجود اینکه ناپلئون سوم در سال ۱۸۵۹ تمام تبعیدی های سیاسی را عفو کرد اما هوگو از پذیرش این عفو سرباز زد زیرا پذیرش عفو بدین معنی بود که او دیگر نباید از دولت انتقاد کند .

او پس از سرنگونی امپراطوری روم در سال ۱۸۷۰ به عنوان قهرمان ملی به پاریس بازگشت و عضو مجمع نمایندگان ملی بعد به عنوان سناتور ” جمهوری سوم ” انتخاب شد .

دیدگاههای مذهبی ویکتور

دیدگاههای مذهبی هوگو در طول زندگی اش به سرعت تغییر کرد . او در جوانی به عنوان مسیحی کاتولیک سوگند یاد کرد که مقامات و مسئولان کلیسا احترام بگذارد . اما به تدریج تبدیل به کاتولیکی شد که به وظایف دینی اش عمل نمی کند و بیش از پیش به بیان دیدگاههای ضد پاپ و ضدکشیشی پرداخت . در طی دوران تبعید به طور تفننی به احضار روح می پرداخت و در سالهای بعد خداشناسی بر پایه عقل را که مشابه آنچه که مورد حمایت “ولتر” نویسنده فرانسوی بود، پا بر جا کرد .

در سال ۱۸۷۲ وقتی متصدی آمارگیری از هوگو پرسید که آیا کاتولیک است یا نه او پاسخ داد : “خیر، من آزاد اندیش هستم . “هوگو هیچگاه بیزاری خود را از کلیسای کاتولیک از دست نداد . این انزجار به دلیل بی تفاوتی کلیسا نسبت به وضعیت بد کاری زیر سلطه ظلم وجود حکومت پادشاهی و شاید هم به خاطر قرار گرفتن اثر هوگو ( بینوایان ) در لیست کتابهای ممنوعه پاپ بود .

هنگام مرگ دو پسرش ، چارلز و فرانسوا ویکتور ، او اصرار داشت که آنها بدون صلیب عیسی یا کشیش به خاک سپرده شوند . او در وصیت نامه اش هم همین شرط را برای خاکسپاری خود گذاشت . هوگو با اینکه معتقد بود عقاید کاتولیک منسوخ و رو به زوال است اما هیچگاه مستقیما از عرف و سنت انتقاد نکرد . او همچنان به عنوان فردی که به وجود خدا معتقد است ، باقی ماند . او عمیقا به قدرت و ضرورت حمد وستایش ایمان داشت .

عقل گرایی هوگو را در اشعارش از قبیل “تورکمادا” (۱۸۶۹، درباره تعصب مذهبی ) ، پاپ (۱۸۷۸ ، کتابی است ضد کشیشی ) ، دین و ادیان (۱۸۸۰، در مرود رد سودمندی کلیساها ) و غیره می توان مشاهده کرد . هوگو می گفت: ادیان به تدریج از بین می روند ، اما این خداست که باقی می ماند. او پیش بینی می کرد که مسیحیت بالاخره روزی از بین خواهد رفت اما مردم همچنان به خدا ، روح و تعهد معتقد خواهند ماند .

سالهای پایانی و مرگ هوگو

وقتی هوگو در سال ۱۸۷۰ به پاریس بازگشت مردم از او به عنوان قهرمان ملی استقبال کردند . هو گو علیرغم محبوبیتش ، برای انتخاب دوباره در مجمع نمایندگان ملی در سال ۱۸۷۲ هیچ تلاشی نکرد . دو دهه آخر زندگی هوگو به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی ، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل (۱۸۶۸) بسیار ناراحت کننده بود .

دختر دیگرش ،‌لئوپولدین ، در سال ۱۸۴۳ در یک حادثه قایق سواری غرق شد . هوگو با توجه به لطمات روحی و روانی که بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال ۱۸۷۸، که سلامتی اش رو به زوال گذاشت ، فعال ماند . او در ۳۰ ژانویه ۱۸۷۶ در انتخاب مجلس سنا ، که اخیرا تاسیس شده بود انتخاب شد دوره آخر فعالیت سیاسی او ، یک ناکامی به شمار می آید .

در فوریه ۱۸۸۱ هوگو هفتاد و نهمین سالگرد تولدش را جشن گرفت . به پاس این حقیقت که هوگو وارد هشتادمین سال زندگی اش شده ، یکی از بزرگترین مراسم بزرگداشت برای این نویسنده که در قید حیات بود ، برگزار شد .

مراسم جشن از روز بیست و پنجم فوریه با اهدای گلدان سور( نوعی چینی فرانسوی ) به هوگو آغاز شد . این نوع گلدان هدیه ای سنتی برای مقامات عالی رتبه بود که به ویکتور هوگو اهدا شد . روز ۲۷ فوریه بزرگترین رژه در تاریخ فرانسه برگزار شد . رژه کننده ها شش ساعت راهپیمایی کردند تا از مقابل هوگو که پشت پنجره اتاقش نشسته بود رد شوند . سربازان راهنما برای اشاره به ترانه کوزت در بینوایان گل های گندم به گردن خود آویخته بودند .

ویکتور هوگو در ۲۲ می ۱۸۸۵ در ۸۳ سالگی از دنیا رفت . مرگ او باعث سوگی ملی شد و بیش از ۲ میلیون نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند . هوگو تنها به خاطر شخصیت والای ادبی در ادبیات فرانسه مورد تکریم قرار نگرفت بلکه به عنوان سیاستمداری که به تشکیل و نگهداری “جمهوری سوم ” و دموکراسی در فرانسه کمک کرد از او قدردانی به عمل آمد .

آدل فوشر و ویکتور هوگو
آدل فوشر دختری بود سبزه روی با موهای مشکی و ابروانی کمانی . او در ۱۶ سالگی بانویی خوش سیما و جذاب بود . آدل فوشر اولین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را بسیار تحسین می کرد . دوران نامزدی آدل و ویکتور را می توان به عنوان تراژدی عاشقانه توصیف کرد .

ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی می شناختند . دو خانواده فوشر و هوگو با هم بسیار صمیمی بودند و بچه هایشان هم با هم بزرگ شدند . زندگی عاشقانه هوگو زمانی آغاز شد که نوجوانی بیش نبود . او عاشق آدل ، دختر همسایه شان شد .

مادر ویکتور او را از این عشق منع کرد . او معتقد بود که پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج کند . مخالفت خانواده های این دو دلداده در مورد ازدواجشان باعث بوجود آمدن شرایط تراژیکی شد . پدر آدل “پیرفوشر” در خفا از موفقیت روبه رشد ویکتور در ادبیات هیجان زده بود اما می ترسید که مادام هوگو ، آدل را خوب و مناسب نداند در نتیجه به آدل هشدار داد که ویکتور فردی مغرور ، دمدمی مزاج و تن پرور است . با این وجود آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل می کردند .
ویکتور بدون شک معتقد بود که ارتباط آنها به ازدواج ختم خواهد شد و آنقدر به این مسئله مطمئن بود که زیر نامه اولش را گستاخانه ، با نام ” همسر تو ” امضا کرد . بعد از گذشت دوسال و ردو بدل شدن ۲۰۰ نامه توسط دو دلداده ویکتور و آدل با هم ازدواج کردند و صاحب ۵ فرزند شدند .

هوگو ، آدل را از صمیم قلب و به شدت دوست داشت و شاید برای مدتی آدل مطمئن بود که ویکتور را همان قدر دوست دارد . در سالهای اول نامزدی شان وقتی مادر آدل بیرون از خانه بود ، آدل بی معطلی و به طور پنهانی از مسیری تاریک می گذشت و به ملاقات ویکتور که زیر درخت شاه بلوط منتظر او بود می رفت مانند کوزت که پنهانی به دیدن ماریوس می رفت .

اما آن دو جوان تر از آن بودند که معنای واقعی عشق و آنچه از آن می خواهند درک کنند . عشق آنها ، عشقی بچگانه بود . آنها در مورد تعهدات و از خودگذشتگی در راه عشق فکر نکردند آنها کودکانی بودند که با “عشق” بازی می کردند .
ویکتور و آدل در ۲۶ آوریل ۱۸۱۹ درست زمانی که ویکتور ۱۹ سال و آدل ۱۶ سال داشت ، آشکارا به یکدیگر ابراز علاقه کردند .

آدل معتقد بود که هیچ چیز جز دخترکی فقیر با افراد طبقه بورژوا (طبقه متوسط ) نیست و عقیده او در این باره کم و بیش درست بود . با وجود ظاهر نسبتا خوبی که داشت اما چیز زیادی در مورد شخصیت او قابل ذکر نیست . او در مورد پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیرکی به خرج می داد و همیشه با لباسهای غیر رسمی ، از مد افتاده ظاهر می شد . آدل فردی سر به هوا و کم هوش بود و این امر باعث شد که وی از لحاظ فرهنگی عقب بماند . او به نبوغ آشکار و دستاوردهای همسرش فقط به خاطر ارزشهای مالی ارج می نهاد . او علاقه چندانی به شعر و شاعری نداشت . هر چند که بعد ها دو تن از بزرگترین شاعران فرانسه به وی علاقمند شدند .

آدل جوان و ساده لوح بود. او فکر می کرد که ویکتور از او بتی ساخته و شاید حق با او بود . او ازصمیم قلب عاشق آدل بود و به او اطمینان می داد که این روح و روان ماست که به هم علاقه دارند نه جسم ما . او هیچ وقت نفهمید که چرا ویکتور تمام شب را بیدار می ماند و می نویسد و بعد از ۱۰ سال ( در حقیقت ازدواج آنها ده سال طول کشید ) مادام آدل هوگو مرتکب عملی شد که تعجب آور نبود بالاخره روز عهدشکنی فرا رسید و او به همسرش ویکتور هوگو خیانت کرد .

مسیو چارلز سنت بوو با هوگو کار می کرد و هوگو او را دوست خود می دانست . هوگو به سنت بوو جوان کمک کرد تا در حوزه شعر به تحقیق و تفحص بپردازد . در این مدت سنت بوو به زندگی مادام هوگو رخنه کرد . سنت بوو آدل را پنهانی در کلیسا ملاقات می کرد . اما ماهیت ارتباط آنها خسته کننده بود و به نظر می رسید مهم ترین بخش این قرار ، فریب دادن هوگو بود .

رنج و عذاب اخلاقی هوگو در مورد این خیانت ، بسیار عظیم بود . درد او غیر توضیح بود . او همان طور که در ناامیدی دست و پا می زد نوشت : من به این عقیده رسیده ام که امکان دارد کسی که مالک تمام عشق من است ، دیگر به من علاقه نداشته باشد و به من اهمیت ندهد مدت زیادی است که من دیگر شاد نیستم این اتفاق او را به شدت جریحه دار کرد . هر کس بعد از مطالعه درد روحی او، به این فکر می افتد که آیا او قادر به فراموش کردن بود ؟ و از اینکه توانست آرامش خود را دوباره بدست آورد ، متعجب می شود. کلاف زندگی هوگو با آدل ، آرام آرام و مقابل چشمانش باز شد و تکه تکه از هم گسیخت و این شاعرو نویسنده ناچار شد که شادی را کنار ژولیت و ردوئت جستجو کند .

داستان دختران هوگو
ویکتور هوگو ، وطن پرست و نویسنده بزرگ فرانسوی دو پسر و دو دختر داشت . دختر بزرگ او ، لئوپولدین هوگو ، در سال ۱۸۲۴ به دنیا آمد و در ۱۹ سالگی به همراه شوهر وفادارش و بچه ای که هنوز به دنیا نیامده بود در حادثه قایق سواری در رودخانه سن غرق شد . دختر کوچک او ، آدل هوگو ، به بیماری روانی مبتلا شد . بسیاری از مردم از نوشته های ویکتور هوگو ، رمان نویس قرن نوزدهم ،‌لذت می برند اما معدود کسانی هستند که داستان تراژدی دخترش آدل هوگو را بدانند . آدل هوگو در دورانی که با پدر مشهور خود در جزیره گرنزی در تبعید به سر می برد ، عاشق یکی از افسران ارتش نیروی دریایی بریتانیا به نام ستوان آلبرت پینسون شد . اما عشقی که هیچگاه به سرانجام نرسید . آدل هوگو خاطرات عشق محکوم به شکست خود را طی عمر طولانی خویش بصورت رمز در دفترچه های خاطرات خود نوشت که اخیرا رمزگشایی شده اند .

ستوان پینسون و آدل هوگو بسیار به هم علاقه مند بودند اما پدر آدل ، ویکتور هوگو ، مخالف این رابطه بود زیرا پینسون مردی عیاش بی آبرو و قمار باز بود و مبلغ زیادی را بواسطه قمار مقروض بود و برای اینکه طلبکارانش نتوانند او را به زندان بیاندازند به ناچار وارد ارتش شد . او در نامه های عاشقانه اش به آدل قول داده بود که با او ازدواج کند . ستوان پینسون برای انجام ماموریتی به هالیفاکس منتقل شد

آدل نیز در سال ۱۸۶۳ به دنبال او از خانه فرار کرده و به هالیفاکس در کانادا رفت . مخالفت پدر با رابطه آن دو موجب فرار آدل از خانه شد . او در هالیفاکس به دنبال محل سکونت پینسون می گشت تا بتواند با او تماس بگیرد . آدل در هالیفاکس هویت خویش را پنهان نمود و پانسیونی را ازیک زن آمریکایی به نام ” ساندرز” اجاره کرد . وقتی آدل ، ستوان پینسون را ملاقات کرد و عشق جاودانی خود را به او نشان داد ، از جانب وی طرد شد . پینسون علاقه آدل را به خودش درک می کرد اما متاسف بود … دیگر بین آنها رابطه ای وجود نداشت . او از آدل خواست به خانه و نزد خانواده اش بازگردد اما آدل این کار را نکرد . زمانی که پدر آدل راضی به ازدواج آنها شد .

مرد جوان دیگر علاقه ای به او نداشت . آدل در ذهنش از پذیرش این حقیقت سرباز زد وسعی کرد او را به ازدواج با خود ترغیب کند . او هنوز هم وسواس گونه پینسون را تعقیب می کرد . و کارهای او را مخفیانه زیر نظر می گرفت . به طوری که وقتی متوجه نامزدی پینسون با یکی از دخترهای هالیفاکس شد ، نزد پدر آن دختر رفت و ادعا کرد که نامزد پینسون است و از او بچه ای در راه دارد . او حتی به خانواده اش هم نامه نوشت و به دروغ گفت که با پینسون ازدواج کرده است . آدل کم کم وقتی متوجه شد عشقش به پینسون یکطرفه است دچار افسردگی و جنون شد .

ستوان پینسون سپس به باربادوس یکی از جزایر دریای کارائیب منتقل شد و آدل هم در حالیکه بیماری روانی اش در حال شدت یافتن بود به دنبال او به باربادوس رفت و در کوچه و خیابان زندگی می کرد . در آخر زنی بومی به نام “مادام با” از او مراقبت کرده و به او کمک کرد که به خانه پدری اش بازگردد . آدل بقیه عمر خود را در پاریس به نوشتن خاطراتش گذراند و درسال ۱۹۱۵ در سن ۸۵ سالگی، در حالیکه بیشتر از پدر و مادر ، خواهر و برادرهایش عمر کرده بود از دنیا رفت .

انتهای پیام/

زندگی نامه و معرفی اشتاین بک، جان

New Post has been published on https://www.ketabane.org/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%da%a9%d8%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%86/

زندگی نامه و معرفی اشتاین بک، جان

اشتاین بک، جان Steinbeck, John داستان­نویسی امریکایی است. (۱۹۰۲-۱۹۶۸) اشتاین­بک در کالیفرنا در خانواده­ای از تبار ایرلندی زاده شد. تحصیلات خود را ابتدا در زادگاهش انجام داد، سپس آن را در دانشگاه استنفرد Stanford در رشته زیست­شناسی ادامه داد و بی­آنکه به دریافت مدرکی نایل آید، دانشگاه را ترک کرد و برای امرار معاش به کارهای کوچک اشتغال یافت. مدتی نیز خبرنگاری مطبوعات را برعهده گرفت که در آن توفیقی به دست نیاورد. در طی این سالها بود که به نوشتن پرداخت و اولین رمان خود را به نام جام زرین Cup of Gold در ۱۹۲۹ و سپس مجموعه­ای از داستانهای کوتاه را با عنوان چمنزارهای بهشت The Pstures of Heaven در ۱۹۳۲ منتشر کرد. در ۱۹۳۵ انتشار رمان تورتیلا فلت Tortilla flat او را به شهرت و پول رساند. این رمان شرح زندگی افراد رنگارنگ و جالب توجهی است از سرخپوستها، اسپانیاییها و سفیدپوستها،که با روحی شاد و بی­هیچ­گونه قید اخلاقی در کلبه­های چوبی جنوب کالیفرنیا در میان فقر و بدبختی زندگی میکنند. واقع­بینی که در این داستان به کار رفته موافق طبع مردمی افتاد که از داستانهای رمانتیک خسته شده بودند. اشتاین­بک پس از آن یک سلسله رمان اجتماعی با تمایل به ناتورالیسم انتشار داد. که از ان جمله میتوان به رمان نبردی مشکوک In Dubious Battle (1936) که سرگذشت اعتصاب کارگران کشاورز مزارع کالیفرنیا بود اشاره کرد. اشتاین­بک در این سال به اروپا سفر کرد و از کشورهای اسکاندیناوی و روسیه دیدن کرد و قدرت ادبی خود را تکامل بخشید. ثمره این سفر یادداشتهایی بود به نام یادداشتهای روسیه A Russian Journal که احساس نویسنده را درباره شهر مسکو و به طور کلی کشور شوروی نشان می­دهد. اشتاین­بک در بازگشت به امریکا با قدرت بیشتر به نویسندگی پرداخت. کتاب موشها و آدمها Of Mice and Men را در ۱۹۳۷ انتشار داد که شهرتی واقعی و عمیق برای نویسنده به همراه آورد. کتاب داستان عجیبی است از دو کشاورز که یکی با وجود داشتن نیروی جسمانی فراوان دارای مغز ضعیفی است و همین امر او را پیوسته تحت حمایت دیگری قرار می­دهد. در این داستان اشتاین­بک همدردی خود را با مردم محروم، با شیوه­ای درخشان بیان می­کند.

داستان موشها و آدمها در اروپا و امریکا به صورت نمایشنامه بر صحنه آورده شد و پیروزیهای فراوانی به دست آورد و اشتاین­بک را برجسته­ترین رمان­نویس عصر معرفی کرد. پس از آن مجموعه داستان کوتاه دره طویل The Long Valley در ۱۹۳۸ انتشار یافت و در ۱۹۳۹ مهمترین رمان اشتاین بک به نام خوشه­های خشم The Grapes of Wrath منتشر شد که توصیفی هیجان­انگیز و مؤثر از خانواده­ای آواره و تیره­روز است. نویسنده در این اثر، امور عینی و ذهنی را درهم آمیخته و شاهکاری پدید آورده است که او را در صف اول رمان­نویسان معاصر امریکا قرار داده و جایزه پولیتزر Pulitzer را نصیبش کرده است. از آن پس آثار اشتاین­بک در سراشیب افتاد و چنانکه مردم انتظار داشتند امیدشان را برنیاورد. رمان ماه پنهان است The Moon is Down در ۱۹۴۲ و رمانهای دیگری که در این دوره انتشار یافت، هیچ یک پیروزی چشم گیری به دست نیاورد. جان اشتاین­بک در ۱۹۴۳ درجنگ دوم جهانی با سمت خبرنگار جنگی از طرف روزنامه هرالد تریبون به انگلستان و از آنجا به جبهه جنگ در منطقه مدیترانه فرستاده شد. پس از بازگشت به امریکا داستان راسته کنسروسازی Cannery Row را در ۱۹۴۵ منتشر کرد که نموداری از آثار خیال­انگیز و رمانتیک دوره اول نویسندگیش بود.

پس از آن در ۱۹۴۷ رمان اتوبوس سرگردان The Wayward Bus را روانه بازارکرد. داستان مروارید The Pearl اثر دیگری بود که در ۱۹۴۷ منتشر شد و اثر فاخری به شمار آمد. داستان آمیخته­ای است از حقیقت و افسانه و سرگذشت صیادی است که به صید مروارید درشتی که همه مردم از آن گفتگو می­کنند، دست می­یابد و دوباره آن را از دست می­دهد. داستان در نظر خواننده از جاذبه فراوان برخوردار است. وصف شهر، مردم و تنوع حوادث که با آهنگها و نغمه­های مختلف از قبیل نغمه خوشبختی، نغمه مروارید، نغمه خانواده و نغمه دشمنی و در پایان نغمه بدبختی همراه است؛ سراسر دلنشین و تأثرآور و حاکی از لطافت ذوق است. اشتاین­بک یکی دیگر از سفرنامه­های خود را با عنوان یکبار جنگی رخ داد Once there was a War در ۱۹۵۸ منتشر کرد.

اشتاین­بک در ۱۹۶۲ به دریافت جایزه ادبی نوبل نایل آمد. وی نویسنده­ای است کناره­گیر و بی­اعتنا به شهرت که در سالهای آخر زندگی اثر جالب توجهی منتشر نکرد. آثار نخستین وی از ادراکی کامل درباره زندگی و نظری بلند و وسیع درباره مسائل انسانی برخوردار است که با روشی تغزلی، حماسی یا طنزآمیز و لحنی واقع­بینانه بیان شده و در ادبیات معاصر آمریکا مقامی عالی به دست آورده است.

انتهای پیام/

رونمایی از کتاب “خصائص امیرالمؤمنین (ع)” در قم

آیین رونمایی از ترجمه کتاب «خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام» در سالن حضرت خدیجه سلام‌الله علیها کتابخانه حرم مطهر بانوی کرامت برگزار شد.

در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین فلاحی – معاون فرهنگی، هادی محمودنژاد – معاون اجرایی و حجت‌الاسلام اسماعیل محمدی کرمانشاهی – مدیر کتابخانه و موزه آستان مقدس کریمه اهل‌بیت(س) به همراه جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه و دانشجویان و علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی حضور داشتند.

کتاب «خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام» نوشته احمد بن شعیب نسائی الشافعی صاحب یکی از شش کتاب صحیح برادران اهل سنت است که ترجمه آن به همت محمدحسن شجاعی‌فرد انجام شده است.

شجاعی‌فرد طی سخنانی درباره این کتاب گفت: در این کتاب فقط در مورد امام علی علیه السلام ۱۹۰ حدیث در ۴۵ بخش از راویان معتبر نقل شده؛ مهم‌ترین نکات این کتاب مقایسه حضرت علی علیه‌السلام با خلفاست.

منبع: ایسنا

انتهای پیام

معرفی کتاب روانشناسی عزت نفس

کتاب روانشناسی عزت نفس ترجمه‌ای از کتاب The Six Pillars of Self – Esteem اثر ناتانیل براندن است. کتابی ارزشمند از یک نویسنده خوب که شهرت اصلی‌اش به خاطر کار گسترده‌ای است که روی مفهوم عزت‌نفس (یا حرمت‌نفس) انجام داده است. براندن نخستین بار در دهه‌ی ۱۹۵۰ درباره‌ی عزت نفس و تاثیر آن برا عشق، کار و تلاش برای خوشبختی سخنرانی کرد و مقالات خود را به مرور در همان سال‌ها منتشر کرد.

ناتانیل براندن در هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به تحصیل در رشته روانشناسی پرداخته است و در دانشگاه‌های UCLA، نیویورک و کالیفرنیا (CGI) تحصیل کرده است. او در سال ۲۰۱۴ از دنیا رفت.

نویسنده در ابتدای کتاب در مقدمه چنین از هدفی که در کتاب دنبال می‌کند، می‌گوید:

هدف من در این کتاب شناسایی و بررسی جامع مهم‌ترین عواملی است که عزت‌ نفس به آن متکی است. اگر عزت نفس را همان سلامت ذهن بدانیم در این صورت باید گفت کمتر موضوعی را می‌توان یافت که تا این اندازه بررسی درباره‌ی آن فوریت داشته باشد.

پشت جلد کتاب روانشناسی عزت نفس نیز قسمتی از مقدمه نویسنده آمده است:

عزت نفس متاثر از عوامل درونی و بیرونی است. عوامل درونی عواملی است که از درون نشات می‌گیرد یا خود شخص آن را ایجاد می‌کند، نقطه نظرها، باورها، اعمال یا رفتار.
عوامل بیرونی یا همان عوامل محیطی هستند که پیام‌ هایی که کلامی و غیر کلامی انتقال پیدا می‌کنند و تجربه‌ هایی که بانی و باعث آن، سازمان دهندگان و فرهنگ هستند.
من عزت نفس را از درون و بیرون بررسی کرده‌ ام، اینکه نقش فرد در ایجاد عزت نفس خود چه مقدار است و دیگران در آن چه نقشی ایفا می‌کنند. تا جایی که می‌ دانم پیش از این اقدامی تا این حد گسترده در جهت بررسی عزت نفس صورت نگرفته است.

محتوای کتاب روانشناسی عزت نفس

همان‌طور که در عنوان کتاب مشاهده می‌کنید، این کتاب در مورد مسائل پیرامون عزت نفس است. و در همین ابتدا باید اشاره کنم که این کتاب از بهترین منابع برای افزایش عزت نفس است.

عزت نفس فاکتور بسیار مهم در زندگی هر فردی است و ناتانیل براندن تلاش می‌کند در این کتاب مخاطب را با عزت نفس آشنا کند و بعد از اینکه اهمیت آن را شرح داد، تلاش می‌کند تا راهکارهایی برای افزایش آن پیش روی مخاطب قرار دهد و همان طور که خودش در مقدمه اشاره می‌کند، جان کلام کتاب روانشناسی عزت نفس پاسخ به چهار پرسش اساسی است. این چهار پرسش عبارتند از:

  1. عزت نفس چیست؟
  2. چرا عزت نفس مهم است؟
  3. چگونه می توانیم بر عزت نفس خود بیفزاییم؟
  4. دیگران در ایجاد عزت نفس در ما چه نقشی بازی می کنند؟

برای پاسخ به این چهار پرسش، براندن کتاب خود را در ۳ بخش و ۱۷ نوشته است تا مرحله به مرحله جواب پرسش‌های ذکر شده را در اختیار خواننده قرار دهد.

  • بخش اول: اصول اولیه عزت نفس

در این بخش که شامل چهار فصل است، عزت نفس تعریف می‌شود، به معنای اصلی آن پرداخته می‌شود، رفتارها و واکنش‌هایی که یک فرد با عزت نفس از خود نشان می‌دهد، شرح داده می‌شود و در نهایت توهم عزت نفس بررسی می‌شود.

اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که هر کسی شایسته و زیبنده‌ی خوشبختی است جوهر و عصاره‌ی عزت نفس است. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۵)

ارزش عزت نفس صرفا در این نیست که به ما امکان می‌دهد احساس بهتری داشته باشیم، بلکه به ما فرصتی می‌دهد تا بهتر زندگی کنیم. به ما امکان می‌دهد با چالش‌های زندگی بهتر روبه‌رو شویم و از فرصت‌های مطلوب بهره‌برداری بیشتری بکنیم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۶)

  • بخش دوم: منابع درونی عزت نفس

در این بخش شش رکن اصلی عزت نفس که عنوان اصلی کتاب انگیسی هم به آن اشاره دارد، بررسی می‌شود. این شش رکن اصلی عبارتند از: زندگی آگاهانه، خودپذیری، مسئولیت در قبال خود، ابراز وجود، زندگی هدفمند و انسجام شخص. (در اخر کتاب، نویسنده یک رکن دیگر به این موارد اضافه می‌کند: عشق.)

  • بخش سوم: نقش عوامل بیرونی: خود و دیگران

در بخش آخر به عزت نفس کودکان، عزت نفس در مدارس، در کار، در روان‌درمانی و در فرهنگ پرداخته می‌شود.

ناتانیل برندن در مورد کتاب خود عقیده دارد که:

این کتاب معتقد به عمل است. می‌توان به خود شکوفایی رسید. می‌توان موفقیت را لمس کرد. خطاب این کتاب به همه‌ی زنان و مردانی است که با پویایی می‌خواهند در سرنوشت زندگی‌شان دخیل شوند و راه تکامل و تعالی را بپیمایند. این کتاب در ضمن مناسب همه‌ی روانشناسان، والدین، آموزگاران و همه‌ی کسانی است که در قبال فرهنگ سازمان‌ها مسئولیتی بر عهده دارند. این کتاب درباره‌ی چیزهای شدنی است.

درباره کتاب روانشناسی عزت نفس

عزت نفس مهم‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید و برای پی بردن به اهمیت این موضوع لازم است که این کتاب را بخوانید. خواندن این کتاب و به طور کلی خواندن هر کتاب یا مقاله دیگری که به موضوع عزت نفس و راهکارهای افزایش عزت نفس پرداخته باشد، واقعا به هر فردی کمک می‌کند.

شخصا در ابتدا فکر می‌کردم که عزت نفس همان اعتماد به نفس و یا در نهایت شکل دیگری از اعتماد به نفس است. اما یاد گرفتم که عزت نفس چیزی فراتر و گسترده‌تر از اعتماد به نفس است. اصطلاحی که به کار گرفته می‌شود، این است که اگر عزت نفس را یک درخت کامل در نظر بگیریم، اعتماد به نفس میوه‌های این درخت است. در واقع اعتماد به نفس بسیار بسیار جزئی است و هر فردی ممکن است در یک زمینه خاص اعتماد به نفس داشته باشد، اما عزت نفس یک موضوع گسترده است و همه‌ی رفتارهای فرد را پوشش می‌دهد. قطعا کسی که عزت نفس دارد نسبت به کسی که عزت نفس ندارد، از نظر فکری و شخصیتی، آدم سالم‌تری است.

عزت نفس تجربه‌ای صمیمانه است که در عمق وجود اشخاص وجود دارد. عزت نفس آن چیزی است که درباره خود می‌اندیشم و احساس می‌کنم. چیزی نیست که دیگران در مورد آن برای من تصمیم بگیرند. در این زمینه هر اندازه تاکید کنیم زیاد نیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۷۶)

بدون شک این کتاب از بهترین‌ کتاب‌های روانشناسی است که می‌توانید مطالعه کنید. کتاب صرفا شامل مباحث تئوری نیست و نویسنده در کتاب قسمت‌های مختلفی برای انجام تمرین قرار داده است و شما می‌توانید به خوبی با کتاب و موضوعات آن درگیر شوید.

موضوع عزت نفس چیزی است که همه‌ی ما به آن نیاز داریم و پیشنهاد می‌کنم اگر به بهبود فردی در زمینه‌ها مختلف فکر می‌کنید، حتما این کتاب را مطالعه کنید. این کتاب هدیه بسیار ارزشمندی برای والدین، معلم‌ها، مربیان، مدیران و بخصوص نوجوانان و جوانان خواهد بود.

ترجمه کتاب، یک ترجمه خوب و روان بود اما امیدوارم در چاپ بعدی بیشتر روی ویراستاری کتاب کار شود. کتابی به این مهمی لایق آن است که با بهترین کیفیت و در بهترین حالت ممکن در اختیار مخاطب قرار گیرد.

 

جملاتی از متن کتاب روانشناسی عزت نفس

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد میل ابراز وجود بیشتر می‌شود و غنای درون‌مان را بیشتر به نمایش می‌گذارد و هر چه عزت نفس‌مان کمتر باشد میل بیشتری به اثبات خود داریم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۷)

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد ارتباطات ما آشکارتر، صادقانه‌تر و مناسب‌تر می‌شود زیرا به این نتیجه می‌رسیم که افکاری اندیشمند داریم و به همین دلیل از آشکار شدن‌ها هراسی به دل راه نمی‌دهیم. هرچه عزت نفس ما کمتر باشد، ارتباط‌مان تیره‌تر و ناآشکارتر می‌شود. زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش مستمع خود می‌ترسیم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۸)

حقیر پنداشتن دیگران نشانه بارز کمی عزت نفس است. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۳۶)

عزت نفس از دو بخش با هم مرتبط تشکیل می شود. یکی داشتن احساس اطمینان در برخورد با چالش های زندگی: باور خود توانمندی. و دیگری احساس داشتن صلاحیت برای خوشبخت شدن: احترام به خود یا حرمت نفس. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۵۱)

تشویق و تایید دیگران نیست که به ما عزت نفس می‌دهد. آموزش و مال و منال و ازدواج، پدر شدن و یا مادر شدن و موفقیت‌های جنسی و یا عمل جراحی پلاستیک نیست که به کسی عزت نفس می‌دهد. ممکن است این‌ها در مواقعی به ما احساس بهتری بدهند، ممکن است در مواردی بر راحتی ما بیفزایند، اما راحتی عزت نفس نیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۷۷)

خودپذیری پیش شرط رشد و تحول است. از اینرو اگر با اشتباهی که کرده‌ام روبه‌رو شوم، اگر بپذیرم که این اشتباه از آن من بوده است، می‌توانم از آن درسی بیاموزم و در آینده بهتر ظاهر شوم. نمی‌توانم از اشتباهی که فکر می‌کنم انجام نداده‌ام مطلبی یاد بگیرم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۱۹)

قبول مسئولیت در قبال خوشبختی، خود نیرو دهنده است، عنان زندگی ما را به دست خودمان می‌دهد. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۳۶)

نداشتن هدف در زندگی بهتر از داشتن هدف‌های مصنوعیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۶۳)

گفتن این که من با این عقاید موافقم هرگز بدان معنا نیست که شخص آن را باور کرده است. باور باید در اعتمال و رفتار شخص به روشنی دیده شود. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۸۵)

تعریف و تحسین اگر به درستی انتخاب نشود می‌تواند به اندازه انتقاد به عزت نفس کودک آسیب بزند. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۰۴)

عزت نفس تابع موقعیت خانواده‌ای که در آن متولد شدیم، نژاد، رنگ پوست و یا موقعیت‌های اجداد و نیاکان ما نیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۲۰)

وقتی جنبه‌های منفی را از میان برمی‌داریم راه را برای پدیداری جنبه‌های مثبت هموار می‌کنیم و وقتی جنبه‌های مثبت را ایجاد می‌کنیم، منفی‌ها اغلب ضعیف می‌شوند و یا از بین می‌روند. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۸۲)

مشخصات کتاب

  • کتاب روانشناسی عزت نفس
  • نویسنده: ناتانیل براندن
  • ترجمه: مهدی قراچه‌داغی
  • انتشارات: نخستین
  • تعداد صفحات: ۳۰۴

انتهای پیام/

 

تولید نوشت‌افزار ۲۰ درصد کاهش داشته است/ قحطی جعبه بسته‌بندی در بازار

محمد حسن حلوائیان، مدیر موسسه فرهنگی «بچه های آسمانی»  درباره فعالیت‌های این موسسه در عرصه نوشت افزار و مشکلاتی پیرامونی آن اظهار داشت: متاسفانه با اینکه کاغذ داخلی نداریم، مداد داخلی کم داریم، مواد اولیه نوشت‌افزار داخلی نداریم و از سویی مصرف بی رویه کاغذ داریم، اما تمامی تولیدکنندگان با تمام تلاش در حال کار هستند.

وی با بیان اینکه تولیدات جدید داریم که باید بسته بندی کرده و وارد بازار کنیم، اما جعبه بسته‌بندی در بازار موجود نیست، ابراز داشت: با توجه به اینکه نمی‌توانیم تازه‌ترین کالاهایمان را بسته‌بندی کنیم بنابراین نمی‌توانیم بسته‌بندی انجام داده و کالا به بازار تزریق کنیم.

حلوائیان با تاکید بر وجود احتکار و قاچاق در بازار کاغذ خاطر نشان کرد: این موضوع باعث می‌شود فشار بر مردم و بدنه جامعه زیاد شود، ما به تازگی کلاسوری تولید کرده‌ایم که مشابه آن را در کشور نداریم. اما قفل این کار در بازار موجود نیست و با توجه به استقبال نمی‌توانیم آن را عرضه کنیم. مقوای فولت به راحتی یافت نمی‌شود بنابراین تیراژ کم داریم.

وی درباره دوگانگی‌هایی در قیمت کاغذ توضیح داد: دفتری را که ۸۰۰ تومان سال گذشته می‌فروختیم امسال به ۱۲۰۰ تومان رسیده است. در واقع افزایش ۱۳۰ درصدی در تولید داشته‌ایم، این‌ها باعث می‌شود فشار به مردم در جامعه وارد شود و تولید کننده نیز دست به عصا حرکت کند. قیمت کاغذ آزار دهنده است و حتی افرادی که سال گذشته کاغذ داشتند امسال آن را با قیمت جدید آن را عرضه می‌کنند.

در نگاه کلی به بازار در می‌یابیم هر تولید کننده‌ای در میزان تیراژ خود ۲۰ درصد تولید را کاهش داده  و با کمبود تولید مواجهیم.

وی در پایان سخنان خود به کم شدن تولید برخی کالاهای ایرانی چون خودکار کیان و یا مدادرنگی لاکپشت اشاره کرد و افزود:عدم عرضه کالاهایی اینگونه موجب شده قیمت‌ها نیز در بازار افزایش یابد و از سوی دیگر جای این کالاها را برخی اقلام بی کیفیت بگیرد. متقاضی و مصرف کننده نیز در این شرایط وقتی کالای مورد دلخواه یا مداد ایرانی‌اش را نمی‌یابد (به دلیل نوسانات قیمتی) مجبور می‌شود از کالای خارجی استفاده کند.

حلوائیان در پاسخ به این سوال که رقم خرید چقدر افت داشته گفت: مشتریانی که سال گذشته حدود ۲۰ میلیون از ما خرید می‌کردند در حال حاضر تنها ۳ میلیون خردی می‌کنند و حتی در خرید در پی اقلام فانتزی دیگر نیستند.

وی در با بیان اینکه باید فناوری و سیستم هوشمند باید وارد مدارس شود تا از وجود دفتر و نوشت‌افزار کمی فاصله بگیریم، تصریح کرد: رقم نوشت افزار دانش‌آموزان سنگین است بنابراین باید فکری برای این مسئله صورت گیرد.

مدیر موسسه فرهنگی «بچه های آسمانی» به کلاسورهای پارچه‌ای،  تولید شده موسسه متبوعش اشاره کرد و گفت: با تولید این کلاسورها مشتری به جای ۱۰ دفتر، یک کلاسور با کیفیت خریده و دانش آموزان دو سال می‌توانند از آن استفاده کنند  چرا که قابلیت استفاده و تغییر کاغذها وجود دارد،‌ ما باید در روند مصرف تغییر ایجاد کنیم.

منبع: فارس

انتهای پیام/

معرفی کتاب آیا مادر خوبی هستم

کتاب آیا مادر خوبی هستم اثر عبدالحسین رفعتیان است که تحصیلات خود را در زمینه روانپزشکى – روانکاوى در پاریس گذرانده است و عضو کالج ملى روانپزشکى فرانسه نیز می‌باشد، به مدت پانزده سال در پاریس و پس از آن از سال ١٣٧١ در ایران به درمان، تالیف کتب روانشناسى و تدریس مشغول بوده است.

پشت جلد کتاب آیا مادر خوبی هستم آمده است:

در این کتاب به معیارها و ابزارهایى اشاره مى‌شود که یک مادر براى رسیدن به بلوغ عاطفى و پرورش دادن کودکى سالم نیاز دارد. معیارهایى که شاید با باورهاى فعلى مادران متفاوت و دور از ذهن آنان باشد. اما اگر کمى به کاربردى و موثر بودن باورهاى فعلى خود بیندیشند و باورهاى نادرست خود را اصلاح کنند، درمى‌یابند که با توجه به نکات مطرح شده در این کتاب و با استفاده از معیارها و پیشنهادهاى آن مى‌توانند فرزندان سالم‌ترى پرورش دهند و عامل موثرى باشند در ایجاد جامعه‌اى سالم‌تر، بهتر و پربارتر.

کتاب شامل مجموعه گفت و گوهایى است که ویراستار کتاب، على طاهرى، با دکتر عبدالحسین رفعتیان در بابِ مادرى کردن انجام داده است. ساختارِ گفتگو محور کتاب سبب شده است تا دنبال کردنِ مطالب و نکته بردارى از این مصاحبه براى خواننده‌اى که به قصد یادگیرى کتاب را مى‌خواند، آسان شود. از این رو هر بخش از مصاحبه زیر لواىِ تیترى ارائه شده است و این جزء‌بندى مى‌تواند به جستجوى راحت مطلب چه در کتاب و چه در ذهن کمک شایانى کند.

رفعتیان در مقدمه از لزومِ شکل‌گیرى بسترى در خانواده مى‌گوید که همانند گهواره‌اى امن آماده فراهم آوردن آسایش براى کودک و مادر است. پدر و مادرى که با تولد و رشد کودک، بار دیگر مراحل کودکى، نوجوانى و جوانى را مى‌گذرانند.

دوباره طى کردن مراحل اولیه‌ى زندگى همراه فرزند، از یک جهت به والدین امکان مى‌دهد که به سیر زندگى خود نگاهى بیندازند و در صورت امکان جاهایى را اصلاح، ترمیم یا پُر کنند و همچنین کودک درون خود را بشناسند و یاد بگیرند که چگونه بالغانه رفتار کنند. و از جهت دیگر به والدین مى‌آموزد و مى‌قبولاند که فرزندشان در حال بزرگ شدن است. و بزرگ شدن فرزند، با آنکه شیرین و دلپذیر است، اما گاهى به والدین یادآورى مى‌کند که زمان دارد مى‌گذرد و آنان دارند پیر مى‌شوند. این عامل در موارد زیادى آنان را وادار مى‌کند که به صورت ناخودآگاه رشدکردن و بزرگ شدن فرزندشان را انکار کنند تا پیرشدن خود را نادیده بگیرند. کودک هم مثل همیشه قرارداد و فرمان ناگفته مادر را مى‌پذیرد و پذیرفتن این نقش یعنى ساکن ماندن در نقش کودک و بزرگ نشدن، مشکلات زیادى را براى هر دو طرف در پى خواهد داشت.

ناگفته پیداست که چنین کودکانى تا سنین بزرگسالى در نقش اولیه خود باقى مى‌مانند و مادر احساس مى‌کند وجودش براى فرزند کافى است. کمااینکه از فرزندش حق داشتن حریم خصوصى ذهنى و یا فیزیکى را سلب مى کند.

رفعتیان در مقدمه کتاب «مادر خوب» را چنین معنا مى‌کند:

«مادر خوب» به اندازه‌ى کافى و بنا بر مقتضیات سنى، توانایى‌ها و نیازهاى فرزندش در کنار او خضور دارد و نیازهاى فرزندش را در زمان مناسب و پس از درخواست او، به شیوه‌اى مناسب رفع مى‌کند. «مادر خوب» کسى است که به بلوغ عاطفى رسیده و براى پرورش دادن یک کودک سالم آماده است و هویت فرزندش را به عنوان یک شخص مجزا و مستقل به رسمیت مى‌شناسد.

پس از آن در فصول کتاب، ابتدا به توضیحِ بلوغ عاطفى، شکل‌گیرى دو وجود مستقل از هم، چه از لحاظ ذهنى و چه فیزیکى، مادر کافى، ارتباط حسى – تنى، آمادگى‌هاى لازم براى مادر شدن، باورهاى مادر و به جاآوردن احساسات، حسادت کودک نسبت به فرزند دوم و نحوه صحیح برخورد با آن، مرزگذارى و نحوه صحیح به کارگیرى تشویق و تنبیه و در نهایت چکیده‌اى چند صفحه‌اى در قالب جملات کوتاه، در انتظار مخاطب این کتاب است.

مادرى کردن به خودى خود نقشى سخت و پر مسئولیت است. اما یک مادر آگاه در زمان‌هاى حساس بهتر مى‌تواند از پس این مسئولیت خطیر برآید. چه آنکه فرد فردِ این جامعه از دامان مادران رشد و پرورش مى‌یابند، مادرى آگاه، خوب و کافى مى‌تواند نیازهاى کودک را به جا بشناسد و به درستى برطرف کند تا در آینده شاهد نسلى شکوفا از جوانانى به دور از مشکلات روحى و عاطفى باشیم.

جملاتی از متن کتاب آیا مادر خوبی هستم

مادر باید بتواند این تفاوت را بپذیرد و بداند این انسان جدید، خواسته‌ها و نیازهاى متفاوتى دارد که لزوما با خواسته‌هاى او یکسان نیست. هنر مادر آن است که بتواند فرد دیگرى را، که هویت و موجودیتى مستقل از او دارد، بپروراند و بزرگ کند. فردى که نه تنها انسانى دیگر است، بلکه حتى مى‌تواند با کودکِ رویاهاى او متفاوت باشد. (آیا مادر خوبی هستم – صفحه ۲۴)

بهترین راه این است که کودکِ خود را همان‌گونه که هست بپذیریم و دوست داشته باشیم. شاید براى یک مادر سخت باشد موجودى را که نُه ماه در درون خود و با شیره‌ى جانش پرورش داده، به عنوان فردى مستقل بپذیرد که حس‌ها و نیازهاى مجزا و متفاوتى دارد. (آیا مادر خوبی هستم – صفحه ۲۶)

محافظت و حضور بیش از حد مادر، پتانسیل مستقل شدم را از کودک محدود و غیرفعال مى‌کند و ناخودآگاه این تصور را در او به وجود مى‌آورد که «من ناتوانم و حضور مادر در کنار من همیشه لازم است و من بدون او نمى‌توانم کارى بکنم.» (آیا مادر خوبی هستم – صفحه ۳۶)

یک مادر خوب در هجده ماه اول حیات کودک باید نیازهاى او را بلافاصله برطرف کند و پس از آن (با توجه به سن فرزندش) با چند دقیقه تاخیر به نیازهاى او پاسخ بدهد. سعى مادر خوب بر این است که با افزایش سنِ فرزندش، لزومِ حضورِ خود را براى رفع نیازهاى او و به طور کلى در زندگى او کم رنگ کند. (آیا مادر خوبی هستم – صفحه ۳۹)

کودکى که زیاد از حد محدود شده، امکان تجربه کردن مسائل جدید را پیدا نمى‌کند و هرچه تجربیات کودک کم تر باشد، کم‌تر به قابلیت‌ها و استعدادهاى خود پى مى‌برد. تا جایى که حتى گاهى خودِ مادر استعدادهاى ذاتى کودک را انکار مى‌کند. مثلا مادر اجازه نمى‌دهد کودک با هم محله‌اى‌ها و هم سن و سالانش بازى کند، چون مى‌ترسد که اتفاقى برایش بیفتد یا دوستِ ناباب پیداکند یا… در نتیجه کودک مهارت‌هاى ارتباطى را یاد نمى‌گیرد و نمى‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. بعد، خودِ همین مادر مى‌گوید: «بچه‌م خجالتیه. نمى‌تونه درست حرف بزنه.» در حالیکه کودک ذاتا اینطور نبوده و توانایى‌اش در ایجاد ارتباط با دیگران سرکوب شده… (آیا مادر خوبی هستم – صفحه ۱۰۰)

مشخصات کتاب

  • عنوان: آیا مادر خوبی هستم
  • نویسنده: دکتر عبدالحسین رفعتیان
  • انتشارات: قطره
  • تعداد صفحات: ۱۱۸

انتهای پیام/

 

ضرورت بازبینی طرح تابستانه کتاب / طرح تخفیف کتاب اعتیاد آور است

New Post has been published on https://www.ketabane.org/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d8%aa%d8%ae/

ضرورت بازبینی طرح تابستانه کتاب / طرح تخفیف کتاب اعتیاد آور است

حمیدرضا شعبانی مدیر انتشارات «دف»  طرح تخفیف تابستانه کتاب را سالم و موثر خواند و گفت: بزرگترین امتیاز این طرح نسبت به تسهیلات گذشته، تخصیص بودجه به صورت مستقیم به مصرف کننده است که به دلیل از بین رفتن واسطه ها این طرح از مسیر خودش منحرف نمی شود تا آلوده به حواشی شود.

مدیر انتشارات و کتابفروشی دف افزود: این طرح همواره احتیاج به اصلاحات و بازبینی دارد و نواقص آن را می توان در دو بخش «سازمانی و اجرایی» و « روانی» برشمرد.

وی با تشریح مشکلات سازمانی واجرایی گفت: درحوزه های نرم افزاری و سخت افزاری، این طرح با مشکلات عمده ای روبرو است که برای مثال می توان به نبود تبلیغات گسترده و یکپارچه اشاره کرد و باید با اطلاع رسانی صحیح تمامی اقشار جامعه از این رویداد با خبر باشند.

شعبانی با اشاره به مشکلات روانی این طرح افزود: پشتوانه های سرمایه ای این طرح کافی نیست و کتابفروشی ها پس از پایان این طرح باید برای مطالبات مالی این طرح رایزنی و گفت و گو ها را تازه شروع کنند درحالی که توقع است پس از گذشت یک هفته هزینه ها وارد حساب کتابفروشی ها شود و همین تعلل در پرداخت باعث بی رغبتی کتابفروشی ‌‌ها به این طرح است و از نظر ذهنی و روانی آنها تمایلی به حضور در این رویداد ندارند.

مسوول کتابفروشی دَف اظهار کرد: این طرح باعث وابستگی و به نحوی اعتیاد مردم به تخفیف و حمایت های مالی برای خرید کتاب است و در طول سال آمار فروش کتابفروشی ها بنا به تجربه همکاران کاهش می یابد و مردم همیشه منتظر دریافت تخفیف و تسهیلات برای خرید کتاب هستند و همین نگاه، موجب تحقیر کتاب می شود.
شعبانی افزود: این طرح یک سو تفاهم برای مدیران دولتی بوجود می آورد که احساس می کنند با این طرح می توانند فقر کتابخوانی در

جامعه را حل کنند و جای خالی کتاب در سبد فرهنگی خانواده ها را پرکنند درحالی که این حرکت‌های مقطعی و کوتاه مدت نمی‌تواند درمان مشکلات حوزه کتاب باشد و برای انجام یک کار ریشه ای احتیاج به هماهنگی دستگاه های مختلف و نهادهای مرتبط با یکدیگر است و باید اقدامات اساسی انجام شود.

مدیر انتشارات دَف اظهار کرد: صنعت نشر بسیار دیربازده است و اهالی این حوزه به سختی می توانند از این صنعت بهره ببرند و در این حوزه شاهد هستیم که مولف برای تثبیت خود باید سالها مطالعه کند و تلاش مستمر داشته باشد تا بتواند کتاب خود را به چاپ های متعدد برساند و از طرف دیگر یک خریدار کتاب آنقدر با وسواس کتاب خود را انتخاب می کند که گاها برای خرید یک کتاب پانزده هزار تومانی روزها در خصوص مترجم های مختلف یک کتاب تحقیق می کند تا آن را بخرد.

وی گفت: سرمایه گذاری در کتاب محدود به خانواده نشر نیست بلکه متعلق به تمامی جامعه است که می تواند ضامن توسعه کشور در آینده شود و زمانی که یک شخص کتاب می خواند نه تنها شخص خواننده از دانش بهره می برد بلکه افرادی که با او ارتباط دارند نیز سود می برند.

وی با انتقاد از شیوه دریافت مالیات از فعالان حوزه نشر گفت: درحال حاضر طبق قانون تنها سود ناشی از فروش شامل مالیات نمی شود درحالی که کتابفروشی ها با هزینه های بسیاری همچون حقوق کارمندان خرید و اجاره مکان روبرو هستند که مشمول مالیات است.

طرح تابستانه کتاب به عنوان یکی از طرح های عرصه فرهنگی با سرمایه گذاری از سوی دولت تاکنون ۹ دوره خود را طی کرده که در هر گام پخته تر شدن طرح به اذعان کارشناسان مشهود است، اما برای بهترشدن گام هایی نیز در پیش دارد.

بنابر این گزارش نهمین طرح «تابستانه کتاب» با شعار «دانش گستری با حمایت از تالیف ایرانی» از سه شنبه ۳۰ مردادماه در کتابفروشی های عضو طرح در سراسر کشور آغاز شد که مقرر شد در تهران به مدت هفت روز و در سایر شهرها و شهرستان ها به مدت ۱۰ روز کتاب های تالیفی با یارانه ۲۵ درصد و کتاب های ترجمه با یارانه ۱۵درصد به خریداران عرضه شود.

منبع: ایرنا

انتهای پیام/

معرفی کتاب جن اعداد

ریاضی، یکی از درس‌هایی است که دانش‌آموزان و دانشجویان، از همان سال اول دبستان، دید بدی نسبت به آن دارند و سر کلاس آن، علاقه چندانی نشان نمی‌دهند. به شخصه، در سر کلاس‌های خودم، تا جای ممکن، سعی می‌کنم با کارهایی مثل باز گذاشتن فضای کلاس از لحاظ صحبت کردن و شوخی، طرح موضوع‌های فناوری، معرفی کتاب‌های مختلف و…، تا حدی، این دید بد را برای دانشجویانم کم کنم. یکی از کتاب‌هایی که در کلاس، معرفی می‌کنم، کتاب The Number Devil است.

داستان کتاب، درباره یک پسربچه به نام رابرت است که از مطالب ریاضی متنفر است و از هر چه عدد و رقم است، بدش می‌آید. او هر شب خواب‌ می‌بیند که یک ماهی زشت و بزرگ او را می‌خورد و یا خواب‌ می‌بیند که از یک سرسره که انتهایش معلوم نیست، سُر می‌خورد. رابرت از دیدن این خواب‌ها کلافه می‌شود؛ تا اینکه یک شب، خواب یک چمن‌زار را می‌بیند که در آن، یک پیرمرد عجیب و غریب به اندازه یک ملخ، روی برگی نشسته است. رابرت از او می‌پرسد: «تو کی هستی؟». پیرمرد با صدای بلندی جواب می‌دهد: «من جن اعدادم!»؛ اما رابرت می‌گوید که چیزی به اسم جن اعداد وجود ندارد و از هر چیزی که با اعداد سر و کار داشته باشد، متنفر است و در مقابل حرف‌های جن اعداد، مقاومت می‌کند.

جن اعداد بالاخره اعتماد رابرت را جلب می‌کند و با هم دوست می‌شوند. جن اعداد، رابرت را متقاعد می‌کند که کار با اعداد، آن‌قدرها هم که او فکر می‌کند، مشکل و پیچیده نیست. او با ذکر مثالی بسیار ساده در مورد تعداد کل آدامس‌هایی که تا به امروز جویده شده است، عدد یک را به رابرت معرفی می‌کند و به او، نشان می‌دهد که چیزی به اسم بزرگ‌ترین عدد، وجود ندارد. همچنین، به او نشان می‌دهد که چیزی به نام کوچک‌ترین عدد وجود ندارد.

جن اعداد، ۱۲ شب به خواب رابرت می‌آید. در شب دوم، جن در جنگلی پر از درختانی به شکل «۱»، ضرورت وجود عدد صفر و اعداد منفی را بیان می‌کند و مفهوم «توان» را برای رابرت توضیح می‌دهد. در شب سوم، جن اعداد، رابرت را به یک غار می‌برد و به او می‌گوید که چطور «اعداد اول»، تنها بر یک و خودشان، بخش‌پذیر هستند. در شب پنجم، جن، رابرت را به یک ساحل می‌برد و مفهوم جذر و رادیکال را به او یاد می‌دهد.

در شب پنجم، جن، در بیابانی، با استفاده از چند نارگیل، درباره اعداد مثلثی با رابرت صحبت می‌کند. در شب ششم، جن با استفاده از چند خرگوش سفید و قهوه‌ای، مفهوم اعداد فیبوناتچی را به رابرت معرفی می‌کند.

بعد از این خواب، مادر رابرت، متوجه پیشرفت قابل توجه رابرت در درس ریاضی می‌شود و خود رابرت هم زودتر از قبل، به تخت‌ خواب می‌رود تا بتواند جن را ببیند.

جن اعداد در شب‌های بعدی هم آموزش‌هایش را با مفاهیمی مثل مثلث پاسکال، جایگشت، فاکتوریل، اعداد طبیعی، اعداد گنگ، برهان ریاضی ادامه می‌دهد؛ تا اینکه در شب دوازدهم، جن و رابرت، یک دعوت‌نامه برای رفتن به بهشت اعداد دریافت می‌کنند. در بهشت اعداد، رابرت با اعداد موهومی آشنا می‌شود. در هنگام قدم زدن در همان جا، جن، رابرت را به ریاضیدان‌های مشهوری مثل فیثاغورث، فیبوناتچی و جورج کانتور معرفی می‌کند.

آخر داستان، رابرت را سر کلاس می‌بینیم که مساله گفته شده به وسیله معلمش را به آسانی حل کرده و معلمش را شگفت‌زده می‌کند. رابرت در دلش، از جن اعداد به خاطر تمام چیزهایی که به او یاد داده بود، تشکر می‌کند.

این کتاب جذاب و خواندنی را نویسنده، شاعر، مترجم و ویراستار آلمانی، هانس مگنس انزنسبرگر (Hans Magnus Enzensberger) نوشته است. جالب است که تحصیلات او در رشته ادبیات و فلسفه است و فقط علاقه او به ریاضی و اعداد و پیشنهاد دختر یازده ساله‌اش، باعث شده است که او این کتاب را بنویسد.

کتاب، تا به حال، به ۲۲ زبان زنده دنیا ترجمه شده است و زمانی جزو پرفروش‌ترین کتاب‌ها در اروپا بوده است.

 

انتهای پیام/

 

زندگی نامه و معرفی ویکتور ماری هوگو

New Post has been published on https://www.ketabane.org/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88%db%8c%d9%83%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%da%af%d9%88/

زندگی نامه و معرفی ویکتور ماری هوگو

ویکتور ماری هوگو، داستان نویس ، شاعر و نمایشنامه نویس برجسته فرانسوی در ۲۶ فوریه ۱۸۰۲ میلادی در “بزانسون ” به دنیا آمد و در ۲۲ می ۱۸۸۵ میلادی چشم از جهان فرو بست . او شخصیت برجسته ادبی در قرن ۱۹ میلادی و نماینده پیشتاز و مدافع مکتب رمانیتسم بود . هوگو در جوانی محافظه کار بود ، بعدها به شدت درگیر امور سیاسی جمهوری خواهانه شد . آثار او به بسیاری از افکار سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد . با این حالی در جوامع انگلیسی زبان دو رمان اصلی او بسیار مشهور و شناخته شده است . گوژپشت نوتردام (۱۸۳۳) و بینوایان (۱۸۶۲) .

هوگو همچنین در سرودن اشعار غنایی در قرن ۱۹ میلادی برجسته و سرشناس بود .

ویکتور تا ۱۰ سالگی با پدرش که ژنرال ارتش ناپلئون بود سفر می کرد و سپس در سال ۱۸۱۲ با مادرش که به شدت طرفدار نظام پادشاهی بود در پاریس اقامت گزید . او در مدتی کوتاه به عنوان شاعر و داستان نویس ، موفقیت هایی بدست آورد و در سال ۱۸۲۲ با معشوقه دوران کودکی اش ،
” آدل فوشر” ازدواج کرد. خانه این زوج محل ملاقات نویسندگان پیرو مکتب رمانتیک بود . از میان این نویسندگان می توان به ” آلفرد داویگنی ” و “چارلز آگوستین سنت بوو” منتقد اشاره کرد .

چاپ سومین مجموعه شعر هوگو ، قصاید و تصانیف عاشقانه (۱۸۲۶) ، دورانی پر تنش و پر از خلاقیت بوجود آورد . در طی ۱۷ سال آتی ، مقالات مختلف ، سه رمان پنج جلد کتاب شعر و نمایشنامه از هوگو منتشر گردید . با این حال شکست نمایشنامه منظوم او در سال ۱۸۴۳ میلادی و به دنبال آن مرگ دخترش ” لئوپولدین ” ، به بسیار مورد علاقه وی بود وقفه ای در خلاقیت شگفت آورش ایجاد کرد .

او در سال ۱۸۴۵ یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئیس فیلیپه ، قبول کرد و در سال ۱۸۴۸ نماینده مردم شد و بعد از لوئیس ناپلئون بناپارت ، رییس جمهور ” جمهوری دوم ” در فرانسه شد . او علیه اعدام و بی عدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانونگذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد .

وقتی ناپلئون در سال ۱۸۵۱ قدرت را به طور کامل در دست گرفت قانون اساسی ضد پارلمانی را جایگزین کرد . هوگو او را علنا خائن فرانسه نامید . عقاید جمهوری خواهانه هوگو باعث تبعدش شد . او ابتدا به بروکسل و سپس به جزیره جرزی و نهایتا به جزیره گریزین که از جزایر دریایی مانش است ، تبعید شد . در آنجا بود که به نوشتن درباره نکوهش اعمال ظالمانه حکومت فرانسه ادامه داد و مقالات مشهور او بر ضد ناپلئون سوم در فرانسه ممنوع شد . با این وجود این مقالات تاثیر زیادی از خود به جای گذاشتند .
هوگو در تبعید در زمینه نویسندگی به تکامل و پختگی رسید و اولین اشعار حماسه مصنوع خود را با نام ” افسانه قرن ها ” کتاب بینوایان و …نوشت . با وجود اینکه ناپلئون سوم در سال ۱۸۵۹ تمام تبعیدی های سیاسی را عفو کرد اما هوگو از پذیرش این عفو سرباز زد زیرا پذیرش عفو بدین معنی بود که او دیگر نباید از دولت انتقاد کند .

او پس از سرنگونی امپراطوری روم در سال ۱۸۷۰ به عنوان قهرمان ملی به پاریس بازگشت و عضو مجمع نمایندگان ملی بعد به عنوان سناتور ” جمهوری سوم ” انتخاب شد .

دیدگاههای مذهبی ویکتور

دیدگاههای مذهبی هوگو در طول زندگی اش به سرعت تغییر کرد . او در جوانی به عنوان مسیحی کاتولیک سوگند یاد کرد که مقامات و مسئولان کلیسا احترام بگذارد . اما به تدریج تبدیل به کاتولیکی شد که به وظایف دینی اش عمل نمی کند و بیش از پیش به بیان دیدگاههای ضد پاپ و ضدکشیشی پرداخت . در طی دوران تبعید به طور تفننی به احضار روح می پرداخت و در سالهای بعد خداشناسی بر پایه عقل را که مشابه آنچه که مورد حمایت “ولتر” نویسنده فرانسوی بود، پا بر جا کرد .

در سال ۱۸۷۲ وقتی متصدی آمارگیری از هوگو پرسید که آیا کاتولیک است یا نه او پاسخ داد : “خیر، من آزاد اندیش هستم . “هوگو هیچگاه بیزاری خود را از کلیسای کاتولیک از دست نداد . این انزجار به دلیل بی تفاوتی کلیسا نسبت به وضعیت بد کاری زیر سلطه ظلم وجود حکومت پادشاهی و شاید هم به خاطر قرار گرفتن اثر هوگو ( بینوایان ) در لیست کتابهای ممنوعه پاپ بود .

هنگام مرگ دو پسرش ، چارلز و فرانسوا ویکتور ، او اصرار داشت که آنها بدون صلیب عیسی یا کشیش به خاک سپرده شوند . او در وصیت نامه اش هم همین شرط را برای خاکسپاری خود گذاشت . هوگو با اینکه معتقد بود عقاید کاتولیک منسوخ و رو به زوال است اما هیچگاه مستقیما از عرف و سنت انتقاد نکرد . او همچنان به عنوان فردی که به وجود خدا معتقد است ، باقی ماند . او عمیقا به قدرت و ضرورت حمد وستایش ایمان داشت .

عقل گرایی هوگو را در اشعارش از قبیل “تورکمادا” (۱۸۶۹، درباره تعصب مذهبی ) ، پاپ (۱۸۷۸ ، کتابی است ضد کشیشی ) ، دین و ادیان (۱۸۸۰، در مرود رد سودمندی کلیساها ) و غیره می توان مشاهده کرد . هوگو می گفت: ادیان به تدریج از بین می روند ، اما این خداست که باقی می ماند. او پیش بینی می کرد که مسیحیت بالاخره روزی از بین خواهد رفت اما مردم همچنان به خدا ، روح و تعهد معتقد خواهند ماند .

سالهای پایانی و مرگ هوگو

وقتی هوگو در سال ۱۸۷۰ به پاریس بازگشت مردم از او به عنوان قهرمان ملی استقبال کردند . هو گو علیرغم محبوبیتش ، برای انتخاب دوباره در مجمع نمایندگان ملی در سال ۱۸۷۲ هیچ تلاشی نکرد . دو دهه آخر زندگی هوگو به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی ، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل (۱۸۶۸) بسیار ناراحت کننده بود .

دختر دیگرش ،‌لئوپولدین ، در سال ۱۸۴۳ در یک حادثه قایق سواری غرق شد . هوگو با توجه به لطمات روحی و روانی که بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال ۱۸۷۸، که سلامتی اش رو به زوال گذاشت ، فعال ماند . او در ۳۰ ژانویه ۱۸۷۶ در انتخاب مجلس سنا ، که اخیرا تاسیس شده بود انتخاب شد دوره آخر فعالیت سیاسی او ، یک ناکامی به شمار می آید .

در فوریه ۱۸۸۱ هوگو هفتاد و نهمین سالگرد تولدش را جشن گرفت . به پاس این حقیقت که هوگو وارد هشتادمین سال زندگی اش شده ، یکی از بزرگترین مراسم بزرگداشت برای این نویسنده که در قید حیات بود ، برگزار شد .

مراسم جشن از روز بیست و پنجم فوریه با اهدای گلدان سور( نوعی چینی فرانسوی ) به هوگو آغاز شد . این نوع گلدان هدیه ای سنتی برای مقامات عالی رتبه بود که به ویکتور هوگو اهدا شد . روز ۲۷ فوریه بزرگترین رژه در تاریخ فرانسه برگزار شد . رژه کننده ها شش ساعت راهپیمایی کردند تا از مقابل هوگو که پشت پنجره اتاقش نشسته بود رد شوند . سربازان راهنما برای اشاره به ترانه کوزت در بینوایان گل های گندم به گردن خود آویخته بودند .

ویکتور هوگو در ۲۲ می ۱۸۸۵ در ۸۳ سالگی از دنیا رفت . مرگ او باعث سوگی ملی شد و بیش از ۲ میلیون نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند . هوگو تنها به خاطر شخصیت والای ادبی در ادبیات فرانسه مورد تکریم قرار نگرفت بلکه به عنوان سیاستمداری که به تشکیل و نگهداری “جمهوری سوم ” و دموکراسی در فرانسه کمک کرد از او قدردانی به عمل آمد .

آدل فوشر و ویکتور هوگو
آدل فوشر دختری بود سبزه روی با موهای مشکی و ابروانی کمانی . او در ۱۶ سالگی بانویی خوش سیما و جذاب بود . آدل فوشر اولین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را بسیار تحسین می کرد . دوران نامزدی آدل و ویکتور را می توان به عنوان تراژدی عاشقانه توصیف کرد .

ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی می شناختند . دو خانواده فوشر و هوگو با هم بسیار صمیمی بودند و بچه هایشان هم با هم بزرگ شدند . زندگی عاشقانه هوگو زمانی آغاز شد که نوجوانی بیش نبود . او عاشق آدل ، دختر همسایه شان شد .

مادر ویکتور او را از این عشق منع کرد . او معتقد بود که پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج کند . مخالفت خانواده های این دو دلداده در مورد ازدواجشان باعث بوجود آمدن شرایط تراژیکی شد . پدر آدل “پیرفوشر” در خفا از موفقیت روبه رشد ویکتور در ادبیات هیجان زده بود اما می ترسید که مادام هوگو ، آدل را خوب و مناسب نداند در نتیجه به آدل هشدار داد که ویکتور فردی مغرور ، دمدمی مزاج و تن پرور است . با این وجود آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل می کردند .
ویکتور بدون شک معتقد بود که ارتباط آنها به ازدواج ختم خواهد شد و آنقدر به این مسئله مطمئن بود که زیر نامه اولش را گستاخانه ، با نام ” همسر تو ” امضا کرد . بعد از گذشت دوسال و ردو بدل شدن ۲۰۰ نامه توسط دو دلداده ویکتور و آدل با هم ازدواج کردند و صاحب ۵ فرزند شدند .

هوگو ، آدل را از صمیم قلب و به شدت دوست داشت و شاید برای مدتی آدل مطمئن بود که ویکتور را همان قدر دوست دارد . در سالهای اول نامزدی شان وقتی مادر آدل بیرون از خانه بود ، آدل بی معطلی و به طور پنهانی از مسیری تاریک می گذشت و به ملاقات ویکتور که زیر درخت شاه بلوط منتظر او بود می رفت مانند کوزت که پنهانی به دیدن ماریوس می رفت .

اما آن دو جوان تر از آن بودند که معنای واقعی عشق و آنچه از آن می خواهند درک کنند . عشق آنها ، عشقی بچگانه بود . آنها در مورد تعهدات و از خودگذشتگی در راه عشق فکر نکردند آنها کودکانی بودند که با “عشق” بازی می کردند .
ویکتور و آدل در ۲۶ آوریل ۱۸۱۹ درست زمانی که ویکتور ۱۹ سال و آدل ۱۶ سال داشت ، آشکارا به یکدیگر ابراز علاقه کردند .

آدل معتقد بود که هیچ چیز جز دخترکی فقیر با افراد طبقه بورژوا (طبقه متوسط ) نیست و عقیده او در این باره کم و بیش درست بود . با وجود ظاهر نسبتا خوبی که داشت اما چیز زیادی در مورد شخصیت او قابل ذکر نیست . او در مورد پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیرکی به خرج می داد و همیشه با لباسهای غیر رسمی ، از مد افتاده ظاهر می شد . آدل فردی سر به هوا و کم هوش بود و این امر باعث شد که وی از لحاظ فرهنگی عقب بماند . او به نبوغ آشکار و دستاوردهای همسرش فقط به خاطر ارزشهای مالی ارج می نهاد . او علاقه چندانی به شعر و شاعری نداشت . هر چند که بعد ها دو تن از بزرگترین شاعران فرانسه به وی علاقمند شدند .

آدل جوان و ساده لوح بود. او فکر می کرد که ویکتور از او بتی ساخته و شاید حق با او بود . او ازصمیم قلب عاشق آدل بود و به او اطمینان می داد که این روح و روان ماست که به هم علاقه دارند نه جسم ما . او هیچ وقت نفهمید که چرا ویکتور تمام شب را بیدار می ماند و می نویسد و بعد از ۱۰ سال ( در حقیقت ازدواج آنها ده سال طول کشید ) مادام آدل هوگو مرتکب عملی شد که تعجب آور نبود بالاخره روز عهدشکنی فرا رسید و او به همسرش ویکتور هوگو خیانت کرد .

مسیو چارلز سنت بوو با هوگو کار می کرد و هوگو او را دوست خود می دانست . هوگو به سنت بوو جوان کمک کرد تا در حوزه شعر به تحقیق و تفحص بپردازد . در این مدت سنت بوو به زندگی مادام هوگو رخنه کرد . سنت بوو آدل را پنهانی در کلیسا ملاقات می کرد . اما ماهیت ارتباط آنها خسته کننده بود و به نظر می رسید مهم ترین بخش این قرار ، فریب دادن هوگو بود .

رنج و عذاب اخلاقی هوگو در مورد این خیانت ، بسیار عظیم بود . درد او غیر توضیح بود . او همان طور که در ناامیدی دست و پا می زد نوشت : من به این عقیده رسیده ام که امکان دارد کسی که مالک تمام عشق من است ، دیگر به من علاقه نداشته باشد و به من اهمیت ندهد مدت زیادی است که من دیگر شاد نیستم این اتفاق او را به شدت جریحه دار کرد . هر کس بعد از مطالعه درد روحی او، به این فکر می افتد که آیا او قادر به فراموش کردن بود ؟ و از اینکه توانست آرامش خود را دوباره بدست آورد ، متعجب می شود. کلاف زندگی هوگو با آدل ، آرام آرام و مقابل چشمانش باز شد و تکه تکه از هم گسیخت و این شاعرو نویسنده ناچار شد که شادی را کنار ژولیت و ردوئت جستجو کند .

داستان دختران هوگو
ویکتور هوگو ، وطن پرست و نویسنده بزرگ فرانسوی دو پسر و دو دختر داشت . دختر بزرگ او ، لئوپولدین هوگو ، در سال ۱۸۲۴ به دنیا آمد و در ۱۹ سالگی به همراه شوهر وفادارش و بچه ای که هنوز به دنیا نیامده بود در حادثه قایق سواری در رودخانه سن غرق شد . دختر کوچک او ، آدل هوگو ، به بیماری روانی مبتلا شد . بسیاری از مردم از نوشته های ویکتور هوگو ، رمان نویس قرن نوزدهم ،‌لذت می برند اما معدود کسانی هستند که داستان تراژدی دخترش آدل هوگو را بدانند . آدل هوگو در دورانی که با پدر مشهور خود در جزیره گرنزی در تبعید به سر می برد ، عاشق یکی از افسران ارتش نیروی دریایی بریتانیا به نام ستوان آلبرت پینسون شد . اما عشقی که هیچگاه به سرانجام نرسید . آدل هوگو خاطرات عشق محکوم به شکست خود را طی عمر طولانی خویش بصورت رمز در دفترچه های خاطرات خود نوشت که اخیرا رمزگشایی شده اند .

ستوان پینسون و آدل هوگو بسیار به هم علاقه مند بودند اما پدر آدل ، ویکتور هوگو ، مخالف این رابطه بود زیرا پینسون مردی عیاش بی آبرو و قمار باز بود و مبلغ زیادی را بواسطه قمار مقروض بود و برای اینکه طلبکارانش نتوانند او را به زندان بیاندازند به ناچار وارد ارتش شد . او در نامه های عاشقانه اش به آدل قول داده بود که با او ازدواج کند . ستوان پینسون برای انجام ماموریتی به هالیفاکس منتقل شد

آدل نیز در سال ۱۸۶۳ به دنبال او از خانه فرار کرده و به هالیفاکس در کانادا رفت . مخالفت پدر با رابطه آن دو موجب فرار آدل از خانه شد . او در هالیفاکس به دنبال محل سکونت پینسون می گشت تا بتواند با او تماس بگیرد . آدل در هالیفاکس هویت خویش را پنهان نمود و پانسیونی را ازیک زن آمریکایی به نام ” ساندرز” اجاره کرد . وقتی آدل ، ستوان پینسون را ملاقات کرد و عشق جاودانی خود را به او نشان داد ، از جانب وی طرد شد . پینسون علاقه آدل را به خودش درک می کرد اما متاسف بود … دیگر بین آنها رابطه ای وجود نداشت . او از آدل خواست به خانه و نزد خانواده اش بازگردد اما آدل این کار را نکرد . زمانی که پدر آدل راضی به ازدواج آنها شد .

مرد جوان دیگر علاقه ای به او نداشت . آدل در ذهنش از پذیرش این حقیقت سرباز زد وسعی کرد او را به ازدواج با خود ترغیب کند . او هنوز هم وسواس گونه پینسون را تعقیب می کرد . و کارهای او را مخفیانه زیر نظر می گرفت . به طوری که وقتی متوجه نامزدی پینسون با یکی از دخترهای هالیفاکس شد ، نزد پدر آن دختر رفت و ادعا کرد که نامزد پینسون است و از او بچه ای در راه دارد . او حتی به خانواده اش هم نامه نوشت و به دروغ گفت که با پینسون ازدواج کرده است . آدل کم کم وقتی متوجه شد عشقش به پینسون یکطرفه است دچار افسردگی و جنون شد .

ستوان پینسون سپس به باربادوس یکی از جزایر دریای کارائیب منتقل شد و آدل هم در حالیکه بیماری روانی اش در حال شدت یافتن بود به دنبال او به باربادوس رفت و در کوچه و خیابان زندگی می کرد . در آخر زنی بومی به نام “مادام با” از او مراقبت کرده و به او کمک کرد که به خانه پدری اش بازگردد . آدل بقیه عمر خود را در پاریس به نوشتن خاطراتش گذراند و درسال ۱۹۱۵ در سن ۸۵ سالگی، در حالیکه بیشتر از پدر و مادر ، خواهر و برادرهایش عمر کرده بود از دنیا رفت .

انتهای پیام/

معرفی کتاب مبانی محیط زیست

مبانی محیط زیست، نام کتابی است که توسط دکتر حسن ذوالفقاری، عضو هیات علمی دانشگاه رازی نوشته شده است و به بررسی موضوعات مختلفی مانند اکوسیستم، جمعیت انسان، منابع طبیعی و محیط زیست، آلاینده‌های محیط زیست، حقوق محیط زیست، مدیریت محیط زیست و… می‌پردازد.

در پشت جلد کتاب، پاراگراف زیر خودنمایی می‌کند:

کره زمین، محیط زندگیِ گونه انسان و بسیاری دیگر از گونه‌های گیاهی و جانوری است که مدت‌های مدیدی است در کنار هم زندگی می‌کنند. عدم تعادل‌های گسترده در محیط زیست، زمانی ظهور کرد که انسان مغرورانه خود را مالک مطلق محیط زیست تلقی نمود و با همین تصور، به دخالت‌های ناآگاهانه و نابخردانه در تمام اجزاء محیط دست زد. پیامد این رفتار انسان، امروزه به صورت بحران‌های گسترده‌ای مثل آلودگی آب، خاک، هوا، گرمایش جهانی، رشد انفجاری شهرها و غیره بروز کرده است. در این کتاب با نگرشی سیستمی به اجزاء محیط زیست و همچنین نگاهی انتقادی به رفتار انسان، سعی در بررسی ابعاد گسترده مسائل و مشکلات جهان امروز شده است.

این کتاب، با اینکه برای دانشجویان رشته جغرافیا در دوره کارشناسی نوشته شده است؛ اما سبک نوشتن آن، چنان روان و شیوا است که عموم افراد نیز می‌توانند از مطالب آن بهره‌مند شوند.

در این کتاب، بر این نکته تاکید شده است که گسترش شهرها و کلان‌شهرها، کمبود مواد غذایی، نابودی جنگل‌ها، انقراض منابع زیستی، تشدید بیابان‌زایی، افزایش تقاضا برای آب شیرین، نابودی منابع دریایی و اقیانوسی، نابودی تالاب‌ها و زیست‌گاه‌های ساحلی، کشاورزی غیراصولی و مخرب محیط زیست و چرای بی‌رویه دام‌ها و تخریب مراتع، تنها برخی از پیامدهای افزایش جمعیت انسان بر روی کره زمین است.

در کتاب، با مفاهیم تازه‌ای برخورد می‌کنیم که دانستن آن‌ها در نوع خود جالب است. به عنوان مثال، ‎به سوخت بیوماس اشاره شده است که نام جدیدی برای قدیمی‌ترین سوخت مورد استفاده بشر است. سوخت بیوماس در واقع، همان مواد آلی مختلف از قبیل مواد گیاهی، چوب و فضولات حیوانی است. در جایی دیگر، نویسنده از آلودگی نوری صحبت به میان می‌آورد و می‌گوید با وجود اینکه عدم وجود نور، مساوی با عدم وجود حیات گیاهی، جانوری و انسانی است؛ اما نورهای مزاحم در محیط می‌توانند آلودگی محسوب شوند و اینکه اولین اثر زیان‌بار و نامحسوس آلودگی نوری، بدون در نظر گرفتن مصرف بی‌رویه انرژی، بر هم زدن نظم و آرامش ساکنان شهرها است. در جایی دیگر از کتاب، از آلودگی تصویری یا بصری نام برده شده است که به مناظری اطلاق می‌شود که دیدن آن‌ها با طبیعت، سنخیتی ندارد و با روح و روان انسان سازگار نیست و موجب آزار و ناراحتی او می‌شود.

در انتهای کتاب نیز، نویسنده به بحث در مورد مدیریت محیط زیست و زنان می‌پردازد و به این نکته اشاره دارد که بهترین و باصرفه‌ترین روش جلوگیری از تخریب محیط زیست، آگاهی‌رسانی عمومی و مشارکت افراد جامعه می‌باشد و در بین اقشار مختلف جامعه، محققین به نقش برجسته زن پی برده‌اند که دلیل آن، جایگاه تاریخی و خانوادگی و نیز تمایلات فکری او است.

 

انتهای پیام/

 

رونمایی از کتاب “خصائص امیرالمؤمنین (ع)” در قم

New Post has been published on https://www.ketabane.org/%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%b5-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86/

رونمایی از کتاب “خصائص امیرالمؤمنین (ع)” در قم

آیین رونمایی از ترجمه کتاب «خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام» در سالن حضرت خدیجه سلام‌الله علیها کتابخانه حرم مطهر بانوی کرامت برگزار شد.

در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین فلاحی – معاون فرهنگی، هادی محمودنژاد – معاون اجرایی و حجت‌الاسلام اسماعیل محمدی کرمانشاهی – مدیر کتابخانه و موزه آستان مقدس کریمه اهل‌بیت(س) به همراه جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه و دانشجویان و علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی حضور داشتند.

کتاب «خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام» نوشته احمد بن شعیب نسائی الشافعی صاحب یکی از شش کتاب صحیح برادران اهل سنت است که ترجمه آن به همت محمدحسن شجاعی‌فرد انجام شده است.

شجاعی‌فرد طی سخنانی درباره این کتاب گفت: در این کتاب فقط در مورد امام علی علیه السلام ۱۹۰ حدیث در ۴۵ بخش از راویان معتبر نقل شده؛ مهم‌ترین نکات این کتاب مقایسه حضرت علی علیه‌السلام با خلفاست.

منبع: ایسنا

انتهای پیام

میزان تخفیف‌ها نباید از ۲۵ درصد بیشتر شود/ عدم برگزاری طرح پاییزه کتاب

نهمین دوره طرح‌های اعطای یارانه نشر از طریق کتاب‌فروشی‌ها با عنوان تابستانه کتاب۹۷، با شعار «دانش‌گستری با حمایت از تألیف ایرانی» از سه‌شنبه ۳۰ مرداد ماه در کتاب‌فروشی‌های عضو طرح در سراسر کشور آغاز شده است.

در این طرح، سقف مجاز خرید برای هر خریدار حداکثر یک‌ میلیون ریال است و کتاب‌های تألیفی با یارانه ۲۵درصد و کتاب‌های ترجمه با یارانه ۱۵درصد عرضه می‌شوند.

تخفیف زیاد ضربه می‌زند

نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب در پاسخ به این سؤال که با توجه به برگزاری نمایشگاه کتاب در اردیبهشت‌ماه آیا نمی‌شد یارانه طرح تابستان با پاییز یکجا جمع و تخفیف بیشتری برای علاقه‌مندان کتاب در نظر گرفته می‌شد، گفت: هم ما و هم اتحادیه ناشران با این کار مخالفیم. نظر ما این است که میزان تخفیف‌ها از ۲۵ درصد بیشتر نشود، زیرا به هویت کتاب آسیب می‌زند و ممکن است برای برخی از مردم سؤال پیش بیاید که مگر کتاب‌فروش و ناشر چقدر سود می‌کنند که اینقدر تخفیف می‌دهند.

یک‌بار تا پایان سال

حسینی‌پور با بیان این که تابستان دوره رکود کتاب است، افزود: بخشی از اهداف ما اختصاص یارانه است و بخش دیگر بحث روانی جامعه در بحث کتاب است. تبلیغات در رسانه‌ها و تلویزیون باعث توجه بیشتر به کتاب در این دوره می‌شود.

وی درباره برگزاری چنین طرح‌هایی تا پایان سال گفت: ممکن است طرح پاییزه کتاب برگزار نشود، اما حتماً تا پایان سال یک‌بار دیگر این طرح برگزار می‌شود.

حسینی‌پور درباره ابهام در اعلام پرفروش‌های در دوره‌های قبل گفت: اعلام پرفروش‌ها در طول طرح، مفسده برانگیز بود که در این دوره جلوی این اتفاق گرفته شد.

کمتر و محدودتر

در نهمین دوره این طرح، تخفیف فصلی به هر یک از کتاب‌فروشان عضو حداقل ۵۰۰ هزار تومان و حداکثر ۱۶ میلیون تومان یارانه تعلق پیدا کرده است. این در حالی است که در دوره قبل حداقل این یارانه برای هر کتاب‌فروشی برابر با دو میلیون تومان و حداکثر آن نیز برابر با ۳۰ میلیون تومان بوده است.

بیش از هفتصد کتاب‌فروشی از سراسر کشور در این طرح مشارکت داشته‌اند، این در حالی است که در عیدانه ۷۸۰ کتاب‌فروشی ثبت‌نام کردند که از میان آنان ۷۱۶ کتاب‌فروش فعال بوده‌اند و با تکیه‌بر این آمار می‌توان گفت کاهش چندانی در استقبال کتاب‌فروشان رخ نداده است.

اقدام مثبت و شفاف

یکی از موارد انتقادی در دوره‌های قبل، شرایط برابر کتاب‌های تألیفی و ترجمه بود. اقدامی که مورد اعتراض نویسندگان داخلی قرار گرفت. در این دوره برای حمایت از کتاب‌های تألیفی ۲۵ درصد و برای کتاب‌های ترجمه شده ۱۵ درصد یارانه در نظر گرفته شده است. بر اساس اطلاعات منتشره، تعداد کتاب‌های فروخته شده در این طرح (اعم از ترجمه و تألیف) ۳۴ هزار و ۱۷۲ نسخه بوده است. تعداد کتاب‌فروشی‌های تهران ۱۶ درصد کل کتاب‌فروشی‌های عضو در تابستانه کتاب را تشکیل داد و تا پایان روز هفتم از این طرح؛ یعنی پایان طرح برای تهرانی‌ها، ۱۸درصد از کل مبلغ فروش و ۱۸درصد از کل کتاب‌های فروخته شده، به این استان اختصاص یافت. زمان برگزاری طرح برای کتاب‌فروشی‌های تهرانی، هفت روز لحاظ شده بود و کتاب‌فروشان عضو تهرانی توانستند در طول این مدت ۷میلیارد و۹۲۵ میلیون و ۲۶۱هزار و ۶۴۴ ریال بفروشند.

 

منبع: ایرنا

 

انتهای پیام/

 

معرفی کتاب روانشناسی عزت نفس

New Post has been published on https://www.ketabane.org/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b9%d8%b2%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3/

معرفی کتاب روانشناسی عزت نفس

کتاب روانشناسی عزت نفس ترجمه‌ای از کتاب The Six Pillars of Self – Esteem اثر ناتانیل براندن است. کتابی ارزشمند از یک نویسنده خوب که شهرت اصلی‌اش به خاطر کار گسترده‌ای است که روی مفهوم عزت‌نفس (یا حرمت‌نفس) انجام داده است. براندن نخستین بار در دهه‌ی ۱۹۵۰ درباره‌ی عزت نفس و تاثیر آن برا عشق، کار و تلاش برای خوشبختی سخنرانی کرد و مقالات خود را به مرور در همان سال‌ها منتشر کرد.

ناتانیل براندن در هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به تحصیل در رشته روانشناسی پرداخته است و در دانشگاه‌های UCLA، نیویورک و کالیفرنیا (CGI) تحصیل کرده است. او در سال ۲۰۱۴ از دنیا رفت.

نویسنده در ابتدای کتاب در مقدمه چنین از هدفی که در کتاب دنبال می‌کند، می‌گوید:

هدف من در این کتاب شناسایی و بررسی جامع مهم‌ترین عواملی است که عزت‌ نفس به آن متکی است. اگر عزت نفس را همان سلامت ذهن بدانیم در این صورت باید گفت کمتر موضوعی را می‌توان یافت که تا این اندازه بررسی درباره‌ی آن فوریت داشته باشد.

پشت جلد کتاب روانشناسی عزت نفس نیز قسمتی از مقدمه نویسنده آمده است:

عزت نفس متاثر از عوامل درونی و بیرونی است. عوامل درونی عواملی است که از درون نشات می‌گیرد یا خود شخص آن را ایجاد می‌کند، نقطه نظرها، باورها، اعمال یا رفتار.
عوامل بیرونی یا همان عوامل محیطی هستند که پیام‌ هایی که کلامی و غیر کلامی انتقال پیدا می‌کنند و تجربه‌ هایی که بانی و باعث آن، سازمان دهندگان و فرهنگ هستند.
من عزت نفس را از درون و بیرون بررسی کرده‌ ام، اینکه نقش فرد در ایجاد عزت نفس خود چه مقدار است و دیگران در آن چه نقشی ایفا می‌کنند. تا جایی که می‌ دانم پیش از این اقدامی تا این حد گسترده در جهت بررسی عزت نفس صورت نگرفته است.

محتوای کتاب روانشناسی عزت نفس

همان‌طور که در عنوان کتاب مشاهده می‌کنید، این کتاب در مورد مسائل پیرامون عزت نفس است. و در همین ابتدا باید اشاره کنم که این کتاب از بهترین منابع برای افزایش عزت نفس است.

عزت نفس فاکتور بسیار مهم در زندگی هر فردی است و ناتانیل براندن تلاش می‌کند در این کتاب مخاطب را با عزت نفس آشنا کند و بعد از اینکه اهمیت آن را شرح داد، تلاش می‌کند تا راهکارهایی برای افزایش آن پیش روی مخاطب قرار دهد و همان طور که خودش در مقدمه اشاره می‌کند، جان کلام کتاب روانشناسی عزت نفس پاسخ به چهار پرسش اساسی است. این چهار پرسش عبارتند از:

  1. عزت نفس چیست؟
  2. چرا عزت نفس مهم است؟
  3. چگونه می توانیم بر عزت نفس خود بیفزاییم؟
  4. دیگران در ایجاد عزت نفس در ما چه نقشی بازی می کنند؟

برای پاسخ به این چهار پرسش، براندن کتاب خود را در ۳ بخش و ۱۷ نوشته است تا مرحله به مرحله جواب پرسش‌های ذکر شده را در اختیار خواننده قرار دهد.

  • بخش اول: اصول اولیه عزت نفس

در این بخش که شامل چهار فصل است، عزت نفس تعریف می‌شود، به معنای اصلی آن پرداخته می‌شود، رفتارها و واکنش‌هایی که یک فرد با عزت نفس از خود نشان می‌دهد، شرح داده می‌شود و در نهایت توهم عزت نفس بررسی می‌شود.

اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که هر کسی شایسته و زیبنده‌ی خوشبختی است جوهر و عصاره‌ی عزت نفس است. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۵)

ارزش عزت نفس صرفا در این نیست که به ما امکان می‌دهد احساس بهتری داشته باشیم، بلکه به ما فرصتی می‌دهد تا بهتر زندگی کنیم. به ما امکان می‌دهد با چالش‌های زندگی بهتر روبه‌رو شویم و از فرصت‌های مطلوب بهره‌برداری بیشتری بکنیم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۶)

  • بخش دوم: منابع درونی عزت نفس

در این بخش شش رکن اصلی عزت نفس که عنوان اصلی کتاب انگیسی هم به آن اشاره دارد، بررسی می‌شود. این شش رکن اصلی عبارتند از: زندگی آگاهانه، خودپذیری، مسئولیت در قبال خود، ابراز وجود، زندگی هدفمند و انسجام شخص. (در اخر کتاب، نویسنده یک رکن دیگر به این موارد اضافه می‌کند: عشق.)

  • بخش سوم: نقش عوامل بیرونی: خود و دیگران

در بخش آخر به عزت نفس کودکان، عزت نفس در مدارس، در کار، در روان‌درمانی و در فرهنگ پرداخته می‌شود.

ناتانیل برندن در مورد کتاب خود عقیده دارد که:

این کتاب معتقد به عمل است. می‌توان به خود شکوفایی رسید. می‌توان موفقیت را لمس کرد. خطاب این کتاب به همه‌ی زنان و مردانی است که با پویایی می‌خواهند در سرنوشت زندگی‌شان دخیل شوند و راه تکامل و تعالی را بپیمایند. این کتاب در ضمن مناسب همه‌ی روانشناسان، والدین، آموزگاران و همه‌ی کسانی است که در قبال فرهنگ سازمان‌ها مسئولیتی بر عهده دارند. این کتاب درباره‌ی چیزهای شدنی است.

درباره کتاب روانشناسی عزت نفس

عزت نفس مهم‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید و برای پی بردن به اهمیت این موضوع لازم است که این کتاب را بخوانید. خواندن این کتاب و به طور کلی خواندن هر کتاب یا مقاله دیگری که به موضوع عزت نفس و راهکارهای افزایش عزت نفس پرداخته باشد، واقعا به هر فردی کمک می‌کند.

شخصا در ابتدا فکر می‌کردم که عزت نفس همان اعتماد به نفس و یا در نهایت شکل دیگری از اعتماد به نفس است. اما یاد گرفتم که عزت نفس چیزی فراتر و گسترده‌تر از اعتماد به نفس است. اصطلاحی که به کار گرفته می‌شود، این است که اگر عزت نفس را یک درخت کامل در نظر بگیریم، اعتماد به نفس میوه‌های این درخت است. در واقع اعتماد به نفس بسیار بسیار جزئی است و هر فردی ممکن است در یک زمینه خاص اعتماد به نفس داشته باشد، اما عزت نفس یک موضوع گسترده است و همه‌ی رفتارهای فرد را پوشش می‌دهد. قطعا کسی که عزت نفس دارد نسبت به کسی که عزت نفس ندارد، از نظر فکری و شخصیتی، آدم سالم‌تری است.

عزت نفس تجربه‌ای صمیمانه است که در عمق وجود اشخاص وجود دارد. عزت نفس آن چیزی است که درباره خود می‌اندیشم و احساس می‌کنم. چیزی نیست که دیگران در مورد آن برای من تصمیم بگیرند. در این زمینه هر اندازه تاکید کنیم زیاد نیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۷۶)

بدون شک این کتاب از بهترین‌ کتاب‌های روانشناسی است که می‌توانید مطالعه کنید. کتاب صرفا شامل مباحث تئوری نیست و نویسنده در کتاب قسمت‌های مختلفی برای انجام تمرین قرار داده است و شما می‌توانید به خوبی با کتاب و موضوعات آن درگیر شوید.

موضوع عزت نفس چیزی است که همه‌ی ما به آن نیاز داریم و پیشنهاد می‌کنم اگر به بهبود فردی در زمینه‌ها مختلف فکر می‌کنید، حتما این کتاب را مطالعه کنید. این کتاب هدیه بسیار ارزشمندی برای والدین، معلم‌ها، مربیان، مدیران و بخصوص نوجوانان و جوانان خواهد بود.

ترجمه کتاب، یک ترجمه خوب و روان بود اما امیدوارم در چاپ بعدی بیشتر روی ویراستاری کتاب کار شود. کتابی به این مهمی لایق آن است که با بهترین کیفیت و در بهترین حالت ممکن در اختیار مخاطب قرار گیرد.

جملاتی از متن کتاب روانشناسی عزت نفس

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد میل ابراز وجود بیشتر می‌شود و غنای درون‌مان را بیشتر به نمایش می‌گذارد و هر چه عزت نفس‌مان کمتر باشد میل بیشتری به اثبات خود داریم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۷)

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد ارتباطات ما آشکارتر، صادقانه‌تر و مناسب‌تر می‌شود زیرا به این نتیجه می‌رسیم که افکاری اندیشمند داریم و به همین دلیل از آشکار شدن‌ها هراسی به دل راه نمی‌دهیم. هرچه عزت نفس ما کمتر باشد، ارتباط‌مان تیره‌تر و ناآشکارتر می‌شود. زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش مستمع خود می‌ترسیم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۸)

حقیر پنداشتن دیگران نشانه بارز کمی عزت نفس است. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۳۶)

عزت نفس از دو بخش با هم مرتبط تشکیل می شود. یکی داشتن احساس اطمینان در برخورد با چالش های زندگی: باور خود توانمندی. و دیگری احساس داشتن صلاحیت برای خوشبخت شدن: احترام به خود یا حرمت نفس. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۵۱)

تشویق و تایید دیگران نیست که به ما عزت نفس می‌دهد. آموزش و مال و منال و ازدواج، پدر شدن و یا مادر شدن و موفقیت‌های جنسی و یا عمل جراحی پلاستیک نیست که به کسی عزت نفس می‌دهد. ممکن است این‌ها در مواقعی به ما احساس بهتری بدهند، ممکن است در مواردی بر راحتی ما بیفزایند، اما راحتی عزت نفس نیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۷۷)

خودپذیری پیش شرط رشد و تحول است. از اینرو اگر با اشتباهی که کرده‌ام روبه‌رو شوم، اگر بپذیرم که این اشتباه از آن من بوده است، می‌توانم از آن درسی بیاموزم و در آینده بهتر ظاهر شوم. نمی‌توانم از اشتباهی که فکر می‌کنم انجام نداده‌ام مطلبی یاد بگیرم. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۱۹)

قبول مسئولیت در قبال خوشبختی، خود نیرو دهنده است، عنان زندگی ما را به دست خودمان می‌دهد. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۳۶)

نداشتن هدف در زندگی بهتر از داشتن هدف‌های مصنوعیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۶۳)

گفتن این که من با این عقاید موافقم هرگز بدان معنا نیست که شخص آن را باور کرده است. باور باید در اعتمال و رفتار شخص به روشنی دیده شود. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۱۸۵)

تعریف و تحسین اگر به درستی انتخاب نشود می‌تواند به اندازه انتقاد به عزت نفس کودک آسیب بزند. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۰۴)

عزت نفس تابع موقعیت خانواده‌ای که در آن متولد شدیم، نژاد، رنگ پوست و یا موقعیت‌های اجداد و نیاکان ما نیست. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۲۰)

وقتی جنبه‌های منفی را از میان برمی‌داریم راه را برای پدیداری جنبه‌های مثبت هموار می‌کنیم و وقتی جنبه‌های مثبت را ایجاد می‌کنیم، منفی‌ها اغلب ضعیف می‌شوند و یا از بین می‌روند. (کتاب روانشناسی عزت نفس – صفحه ۲۸۲)

مشخصات کتاب

  • کتاب روانشناسی عزت نفس
  • نویسنده: ناتانیل براندن
  • ترجمه: مهدی قراچه‌داغی
  • انتشارات: نخستین
  • تعداد صفحات: ۳۰۴

انتهای پیام/